گزیده سردبیر

۱۹ دی – صبحت بخیر و رنگی

بالاخره زمستون زیبا و دلنشین مهمون خیابون های شهرمون شد. گاهی صبح با صدای بارونی که ما رو به شروع یک روز فوق العاده دعوت میکنه از خواب بلند میشیم و شاید یکی از همین صبح ها تا چشم باز کنیم، برف از پشت شیشه ی بخار گرفته اتاقمون برای ما دست تکون بده :)

ادامه مطلب...


۱۸ دی – صبحت بخیر و رنگی

بالاخره زمستون زیبا و دلنشین مهمون خیابون های شهرمون شد. گاهی صبح با صدای بارونی که ما رو به شروع یک روز فوق العاده دعوت میکنه از خواب بلند میشیم و شاید یکی از همین صبح ها تا چشم باز کنیم، برف از پشت شیشه ی بخار گرفته اتاقمون برای ما دست تکون بده :)

ادامه مطلب...


۱۷ دی – صبحت بخیر و رنگی

بالاخره زمستون زیبا و دلنشین مهمون خیابون های شهرمون شد. گاهی صبح با صدای بارونی که ما رو به شروع یک روز فوق العاده دعوت میکنه از خواب بلند میشیم و شاید یکی از همین صبح ها تا چشم باز کنیم، برف از پشت شیشه ی بخار گرفته اتاقمون برای ما دست تکون بده :)

ادامه مطلب...


۱۶ دی – صبحت بخیر و رنگی

بالاخره زمستون زیبا و دلنشین مهمون خیابون های شهرمون شد. گاهی صبح با صدای بارونی که ما رو به شروع یک روز فوق العاده دعوت میکنه از خواب بلند میشیم و شاید یکی از همین صبح ها تا چشم باز کنیم، برف از پشت شیشه ی بخار گرفته اتاقمون برای ما دست تکون بده :)

ادامه مطلب...


۱۵ دی – صبحت بخیر و رنگی

بالاخره زمستون زیبا و دلنشین مهمون خیابون های شهرمون شد. گاهی صبح با صدای بارونی که ما رو به شروع یک روز فوق العاده دعوت میکنه از خواب بلند میشیم و شاید یکی از همین صبح ها تا چشم باز کنیم، برف از پشت شیشه ی بخار گرفته اتاقمون برای ما دست تکون بده :)

ادامه مطلب...


۱۴ دی – صبحت بخیر و رنگی

بالاخره زمستون زیبا و دلنشین مهمون خیابون های شهرمون شد. گاهی صبح با صدای بارونی که ما رو به شروع یک روز فوق العاده دعوت میکنه از خواب بلند میشیم و شاید یکی از همین صبح ها تا چشم باز کنیم، برف از پشت شیشه ی بخار گرفته اتاقمون برای ما دست تکون بده :)

ادامه مطلب...


۱۳ دی – صبحت بخیر و رنگی

بالاخره زمستون زیبا و دلنشین مهمون خیابون های شهرمون شد. گاهی صبح با صدای بارونی که ما رو به شروع یک روز فوق العاده دعوت میکنه از خواب بلند میشیم و شاید یکی از همین صبح ها تا چشم باز کنیم، برف از پشت شیشه ی بخار گرفته اتاقمون برای ما دست تکون بده :)

ادامه مطلب...


رنگی یاب – آقای دهباشی یه راننده تاکسی خوش اخلاق و مهربون

توی صبح یه روز معمولی، از اتوبوس پیاده شدم، از خیابون های شلوغ عبور کردم و رسیدم به مسیر تاکسی ها، یه تاکسی زرد جلوی پام نگه داشت که موقعی که میخواستم در رو باز کنم جمله «لطفا با لبخند وارد شوید» رو دیدم، اما خب خیلی بهش توجه نکردم، ولی وقتی وارد تاکسی شدم متوجه شدم این تاکسی مثل بقیه نیست.

ادامه مطلب...