مصاحبه - از سرمایه‌ گذاری تا بوتیکداری آنلاین - رنگی رنگی

مصاحبه – از سرمایه‌ گذاری تا بوتیکداری آنلاین

مصاحبه – از سرمایه‌ گذاری تا بوتیکداری آنلاین

پائولا دنیای مهیج سرمایه‌گذاری رو رها کرد تا کار تو بوتیک خودش رو شروع کنه. سر و سامون دادن این تجارت براش سخت بود، ولی هرگز دست از تلاش نکشید و همه فشارها رو تحمل کرد. پافشاری و تلاش پائولا روی کسب و کار جدیدش ثمربخش بود و در حال حاضر اون یکی از تاجرای فشن مستقل تو انگلستانه. این مصاحبه رو بخونید و ببنید پائولا چطوری به ما یاد می‌ده که مشکلات زندگی فرصت‌هایی برای موفقیت هستن و نباید از مشکلات بترسیم.

چه چیزی انگیزه و الهام بخش برای شروع کارت بود؟

بعد ۱۵ سال کار به عنوان یه تاجر توی یکی از بانکای سرمایه گذاری، تو سال ۲۰۰۹ تصمیم گرفتم که کارمو متوقف کنم و شروع کنم به راه انداختن کسب و کار خودم توی یه بوتیک قشنگ. مُد و کارای هنری پر درآمد رو خیلی دوست داشتم پس فک کردم که مهلت کافی برای شروع کارم دارم!

رویای من راه‌اندازی یه بوتیک محشر بود که بشه توش به همه نیازهای مشتری جواب داد. نقشه من این بود که تو اون بوتیک خانم‌ها رو به فروش وسایل بی‌مصرف یا دست دوم‌شون تشویق کنم. در حقیقت می‌خواستم بوتیک رو به یه مرکز مبادله کالا به کالا تبدیل کنم. در واقع مشتری یه چیزی برای فروش میاورد و به جای اون کلی گزینه جدید و خوب داشت که بخره. همه رو از نقشه‌ای که داشتم آگاه کردم و برنامه‌های اولیه رو تنظیم کردم و در آخر مغازه خودمو در دسامبر ۲۰۰۹ افتتاح کردم.

من روحیه قوی‌ای برای کار دارم و به همین خاطر نداشتن تعطیلات و کارکردن مداوم برام مسئله مهمی نبود. تمام کارای مربوط به مدیا و اینترنت رو انجام دادم تا اینکه تو مدت کم تونستم وسایل و مخارج مغازه رو برای یه دوره یه ماهه تامین کنم. اما این برام کافی نبود. به خاطر نارضایتی‌ام از جریان تجارت، اقدام به شروع فروش اینترنتی کردم، ولی متاسفانه این فروشگاه اینترنتی نتونست زیاد دووم بیاره و فقط خرج و مخارج وب‌سایت رو دوش من موند.

یعنی اول کار شکست خوردی؟

تو اجرای بخشی از ایده‌ها آره، ولی ناامید نشدم و بقیه کار رو پیش بردم. بعد از ۲ سال به شهر برگشتم، به کارم ادامه دادم، حتی گاهی وقتا تعطیلات رو هم کار می‌کردم تا کارامو سرو سامون بدم و از برنامه‌ام عقب نمونم. کم کم کسب و کارم تو گوگل هم رونق پیدا کرد و مشتری‌هام زیاد شدن و این اولین نشونه‌ی پیروزی تو این نبرد سخت بود. روزنه‌ی امید من وقتی درست شد که تو یه سایت فروش لباس خیلی اتفاقی متوجه فروش لباسای دست دوم ولی عالی شدم. از خودم پرسیدم وای چرا تا به حال متوجه این سایت نشده بودی؟ ایده‌ی شغل جدیدم درست فردای همون شب تو ذهنم جرقه زد ولی هنوز خیلی زود بود و کمی ترس داشتم واسه برداشتن قدم‌های اول و درک روش شروع یه کسب و کار تازه.

درمورد کسب و کارت توضیح بیشتری می‌دی؟

جستجوگر فشن (www.fashionseeker.co.uk) یه پرتال مستقل مد و فشن در انگلستانه. ما می‌خوایم یه سایت مطمئن باشیم برای همه‌ی کسایی که می‌خوان به صورت مستقل وارد دنیای فشن بشن و برندهای جدیدتری رو بشناسن. وب‌سایت ما تونسته از طریق شبکه‌های اجتماعی شرایط لازم برای ثبت نام و حمایت شدن کسب و کارهای جدید تو دنیای فشن رو فراهم کنه. خیلی از شرکتا و طراحای خوش ذوق و سلیقه هستن که موقعیت مالی‌شون ایجاب نمی‌کنه تبلیغات پر هزینه‌ای بکنن و واسه همین ساکت و راکد موندن. گروه ما یه حامی خوب برای این شرکت‌هاست تا بتونن از امکانات ما استفاده کنن و سری بین سرای دنیا مد دربیارن.

بوتیک‌هایی که تو وب‌سایت ما برای خودشون صفحه باز می‌کنن، می‌تونن خیلی راحت تو اداره صفحه با کارکنان وب‌سایت شریک بشن و بدون ذره‌ای سود برای ما خرید و فروش بکنن. سود کردن از طریق وب‌سایت اصلا برای من مهم نبوده و نیست چون تنها چیزی که من از این وبسایت می‌خوام راه انداختن کار آدمای کم تجربه و تازه کاره.

چند قدم اول برای شروع کارت چه بود؟

اولش باید ایده‌ام رو از همه نظر می‌سنجیدم. آیا این ایده اون‌قدر که فکر می‌کنم با ارزش و ناب هست؟ این سئوال مهمی بود. بعد با یکی از دوستانم که آژانس طراحی وب و مارکتینگ داشت، قرار گذاشتم و چند ساعتی باهم درباره اینکه محیط وب‌سایت باید چجوری باشه و خدماتش چی باشه بحث کردیم. دوستم هم ایده‌های جالبی داشت و این ایده‌ها بعدا خیلی به دردم خوردن. اون شروع به طراحی و ساخت وب‌سایت کرد و من هم با همه آشناها و دوستام در مورد کسب و کار جدیدم حرف زدم و مشتری‌یابی کردم.

همسرم  مدیر فروش گروه شد و یه دختر پر انرژی پیدا کردیم برای بخش روابط عمومی‌مون تا خوب تو رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مطرح‌مون کنه. کسب و کار ما از همون اول پر درآمد و جیب پر کن نبود و سود ما تقریبا ۰ درصد بود. این دوره که ما هزینه خیلی کمی از مشتری دریافت می‌کردیم یه دوره ی ۳ ماهه برای آمادگی بود و بعد از این سه ماه من تصمیم گرفتم سنگ تموم بذارم و عوضش هزینه  کارام رو هم از وب‌سایت دربیارم. ادامه دادن با اون وضعیت قبلی غیر ممکن بود و مطمئنم تو اون شرایط کار من زیاد دووم نمی‌آورد.

موثرترین روش‌ برای بالا بردن آگاهی عموم نسبت به کارت چی بود؟

بهترین دوست ما رسانه است. از طریق فیسبوک و توییتر تونستیم آگاهی عموم مردم رو نسبت به خدمات و تولیدات‌مون بالا ببریم. ما تا به حال تونستیم چند تا از مهم‌ترین فشن شوهای انگلستان رو اسپانسری کنیم، مسابقه برگزار کنیم، وبلاگ‌نویسی کنیم و از این روش‌ها به مردم آگاهی کافی درباره کسب و کارمون بدیم.

جشن رسمی افتتاحیه ما در ژوئن ۲۰۱۴ بود که تاثیر فوق العاده‌ای روی شهرت کسب و کارمون داشت. ولی هیچ‌کدوم این کارها کافی نبودن و نیستن و برای پایدار و پویا بودن باید هر روز اسم کارتو داد بزنی و به همه نشون بدی داری چکار می‌کنی!

بزرگترین چالش‌هایی که طی زندگی کاری باهاشون روبه رو شدی چی بودن؟

آگاه کردن کسایی که تو کار فشن بودن از هدف و ماهیت کار ما. جستجوگر فشن دو نوع مشتری داره؛ کسایی که تو وب‌سایت صفحه باز می‌کنن و تقریبا با ما همکار می‌شن و کسایی‌ که فقط برای خرید به ما مراجعه می‌کنن. سر و کله زدن با هر دوگروه مشتری خیلی سخته، ولی ما تو این مورد کم کم داریم پیشرفت می‌کنیم و من از این جهت خوشحالم.

چطور از پس این چالش‌ها براومدی؟

همیشه یه جواب برای هر مشکلی هست. ممکنه مستقیما به جواب نرسی ولی ته ته مسیرت به جواب ختم می‌شه. من معتقدم اگه نمی‌تونی از کوه بالا بری یا باید دامنه رو دور بزنی تا آخرش برسی به قله یا تا قله پرواز کنی!

بهترین چیزی که از داشتن یه کسب و کار شخصی گیرت می‌آد چیه؟

تعیین کردن سرنوشت خودت و اینکه داشتن همچین کاری حس خوب و قدرتمند بودن به آدم می‌ده. اما خب کمی ترسناک هم هست. این ترکیب ترس و قدرت باعث سرپا موندن کسب و کار می‌شه.

توصیه‌ات به بقیه کارآفرین‌ها چیه؟

کار خودتونو بکنین. انواع شبکه‌ها و گروه‌ها تا جایی که به شما ضرر نرسونن وسیله پیشرفت شما هستن. و این‌ که مسئولیت‌هاتون رو فراموش نکنید.

چطور می‌تونی بعد از گذروندن موقعیت‌های سخت با انگیزه بمونی؟

من واقعا یه آدمِ خودجوش هستم، خودم به خودم انرژی می‌دم، خودم انگیزه‌بخش خودمم و تنها کاری که باید تو مواقع سخت با خودم بکنم یه تنه‌ی کوچولو زدن به خودمه، طوری که یادم بیافته نباید عقب بکشم. همچنین دوست‌ها و خانواده‌ی محشری دارم که همیشه پشتیبانم بودن. من مثل یه گاوِ سرسخت و لجبازم که تا وقتی کاری منو نکشه انجامش می‌دم!

شعار خاصی برای دنیای شغلی‌ات داری؟

به هیچ جا نمی‌رسی اگه تلاش نکنی. بعضی مواقع شانس یه نقش کوچولو تو موفقیت‌ها ایفا می‌کنه، ولی مطمئن باشین که شانس هیچ‌وقت سراغ آدمای تنبل نمی‌ره.

باید شجاع بود و تلاش کرد. نباید به مشکلات کوچیک اجازه بدیم که ما رو ناراحت کنن. یکی از دوستای نزدیک من سرطان گرفت ولی با جنگیدنش درس مهمی به من داد. من تا اون زمان با مشکلات کوچیک خودمو درگیر می‌کردم، اما با مساله دوستم فهمیدم که نباید انرژی‌مون رو صرف این مشکلات کنیم. این آخرین و بهترین درسی بود که اون ناخواسته به من یاد داد و الان بخشی از فلسفه و شعار زندگی و کار من شده.

 

منبع

Share on FacebookPin on PinterestShare on Google+Tweet about this on Twitter

دیدگاه‌ها

  1. bahar
    ۲۶ بهمن ۱۳۹۳

    سلام خیلی زیبا بود مخصوصا قسمت شعار. من به شدت افسردگی گرفتم و تازه امروز صبح با سایت فوق العاده شما آشنا شدم و چقدر این آشنایی به من آرامش داد. ممنون از همه رنگی رنگی ها. هرجا هستید رنگی رنگی باشید.




    • مریم
      ۲۷ بهمن ۱۳۹۳

      سلام بهار عزیز، منم تقریبا تازه با این مجله آنلاین آشنا شدم و کلی ازش انرژی می گیرم و به دوستانمم معرفیش کردم 🙂 کاملا می فهمم چی میگی و اینکه برات آرزوی بهبودی سریعتر می کنم 🙂




  2. ستاره
    ۲۶ بهمن ۱۳۹۳

    تیتر: سرمایه‌ “گذرای” تا بوتیکداری آنلاین

    اخرش حق ویرایش میگیرم ازتون :)))




  3. روژین
    ۲۶ بهمن ۱۳۹۳

    سلام.بهارجون هیچی ارزش یک دقیقه غمگینی رو نداره سعی کن بیخیال باشی و با فکرهات ،ایده هات و چیزهای دوست داشتنی اطرافت لذت ببری خوب دقت کنی یه چیزهایی پیدا میکنی دوست خوبم.:)




    • bahar
      ۲۷ بهمن ۱۳۹۳

      ممنون روژِین عزیزم.باید قدر سلامتی رو بدونیم تا وقتی سالم هستیم متوجه نیستیم چقدر همه چیز خوبه… مشکل من بیماریمه بهم انرژی بدید تا زود بهبود پیدا کنم.ممنون




  4. kate
    ۲۹ بهمن ۱۳۹۳

    سلام بهار جون منم تو یه موقعیتی شبیه موقعیت شما قرار گرفته بودم منم یه بیماری داشتم شاید گهگاهی دوباره بر میگرده ولی در برابر بیماریت تسلیم نشو بهش نشون بده اونقدر قدرت داری که با وجود بیماری میتونی زندگیتو بسازی.موفق باشی^_^




    • مبارز کوچک
      ۲۹ بهمن ۱۳۹۳

      سلام به شما
      انها که در نبرد ماهرند خشمگین نمیشوند.
      انها که در پیروی ماهرند نمی هراسند.
      خرمند پیش از نبرد پیروز است اما ناداندر پیکار برنده میشود.



ارسال نظر





رنگی رنگی یعنی...