زخم های احساسی هم درد دارند! - رنگی رنگی

زخم های احساسی هم درد دارند!

زخم های احساسی هم درد دارند!

– واقعا این اتفاقی نیست که بشه فراموشش کنم …

این درد همیشه با منه تا آخر عمرم …

– اصلا مگه میشه به این زندگی جدید عادت کرد؟ نه! نه! امکان نداره …

تو زندگی ممکنه تحت شرایطی دقیقا مشابه جملات بالا رو با خودت تکرار کرده باشی. اگر بخوایم اتفاقات تلخ زندگی رو به دو دسته تقسیم کنیم یک سری در دسته ای هستن که ما می تونیم برای جبرانشون راه حلی داشته باشیم. مثلا وقتی در کاری شکست میخوریم ! ما برای مثال زمانیکه در کنکور شکست میخوریم و به ایده آلمون نمی رسیم اغلب هنوز فرصت برای جبران کردن داریم. در واقع می تونیم برگردیم به عقب و ببینیم کجای کار رو اشتباه کردیم. مشکلات رو برطرف کنیم و با صبر و تلاش دوباره به خواسته مون برسیم .

star2

اما بعضی از اتفاقات در دسته ی غیرقابل جبران ها قرا میگیرن. یعنی ما راهی برای جبران کردن اون اتفاق یا پیشامد نداریم  با تلاش کردن یا رفع کردن برخی مشکلات شرایط دوباره به حالت عادی برنمیگردن و اغلب در این شرایط به یک بن بست و ناامیدی می رسیم.

در دوران کرونا ممکنه جزو افرادی بوده باشی که این شرایط رو تجربه کردن. مرگ عزیزان میتونه مثال مناسبی از توصیف این موقعیت باشه. ما جای خالی افرادی که دوستشون داریم رو نمی تونیم پر کنیم. وقتی دوست صمیمی یا اعضای خانوادمون مهاجرت میکنن ما نمی تونیم جایگزینی برای اون افراد پیدا کنیم یا برعکس! در مهاجرت ما نمی تونیم چیزی رو جایگزین خانواده مون بدونیم.

heart3

بحران سی سالگی … بحران چهل سالگی .. افسردگی سالمندان! حتما در شبکه های اجتماعی چنین عباراتی رو زیاد شنیدی. ما نمی تونیم با بالا رفتن سن مقابله کنیم و از تغییرات فیزیکی این موضوع جلوگیری کنیم ( منظور مراقبت های لازم از بدنمون نیست ! ). بیماری هم در این دسته قرار میگیره. اغلب اینکه بپذیریم مبتلا به یک بیماری سخت شدیم کار آسونی نیست.

گاهی اوقات جدایی ها و شکست هایی در رابطه داریم که حس می کنیم زخمش رو تا ابد در قلبمون داریم. حس می کنیم زندگیمون به دو قسمت قبل و بعد از اون اتفاق تقسیم میشه. گاهی تمام تقصیرات رو متوجه خودمون می دونیم و به خودمون برچسب های مختلف می زنیم، گاهی هم نه ! فکر می کنیم اصلا زندگی برای ما اینطوری خواسته انگار !

حالا که تمام این واقعیت ها وجود داره و تقریبا هر انسانی یک یا چند مورد از این شرایط رو تجربه میکنه باید چکار کرد؟ آیا هر انسانی باید تا آخر عمر با زخمی عمیق در روحش به زندگی ادامه بده؟ یا این دردها باعث بشن رفتار مناسبی با دیگران نداشته باشه و خشمش رو جای دیگه خالی بکنه؟

فکر می کنی ما چه واکنش هایی می تونیم به این شرایط داشته باشیم؟ خب بیا با هم بررسی کنیم!

کلا اتفاقی که افتاده رو نپذیریم! فکر کن مبتلا به یک بیماری هستی ولی تظاهر می کنی سالمی! چه اتفاقی میفته؟ عمیق تر و پیشرفته تر میشه. زخم های روحی هم همین طوری هستن.

سعی کنیم مشکل رو بدون هیچ تحلیلی سریع تر فراموش کنیم! فرض کن در رابطه عاطفی شکست سختی خوردی. بدون اینکه به خودت اجازه تحلیل و فرصت سوگواری بدی همین فردا بپری تو یک رابطه ی دیگه که قبلی رو فراموش کنی! خب نتیجه هم مشخصه دیگه! شکستی روی شکست دیگه!

واقع بین باشیم! مشکل و اتفاق پیش اومده رو بپذیریم! به خودمون اجازه ی فکر کردن و سوگواری کردن برای اتفاق پیش اومده رو بدیم. بپذیریم که زندگی از این به بعد شکل دیگه ای داره و زمان بدیم تا روحمون زخم هاش رو ترمیم بکنه.

از این سه واکنش فکر می کنی کدوم منطقی تر باشه؟ واضحه! مورد سوم! اما به همین آسونیه؟ نه کلی راهکار داره که در این مطلب نگنجد آدم رنگی جان!

برای همین هم راهکارها و پیشنهادهای خیلی مفید و بهتری رو تو این لینک میتونی بخونی!

Emotional Healing – Colorful Zone

این صفحه به انگلیسیه اما ساده نوشته و توش مطالب آموزشی و انگیزشی و دانلود رایگان می تونی پیدا بکنی.

Share on FacebookPin on PinterestShare on Google+Tweet about this on Twitter

دیدگاه‌ها

  1. س.ب
    ۶ خرداد ۱۴۰۰

    مرسی رنگی رنگی این مطلب خوبت روگذاشتی.من الان فردی هستم ک چون اتفاقات زندگیم رونپذیرفتم و فکرمیکردم ک دارم فراموششون میکنم به چالش روحی گرفتارشدم.من ازاتفاقات زندگیم فرارمیکردم تافراموش
    بخاطرهمین ازهرکسی ک این مطلب رومیخونه میخوام که حتما باخودش بررسی کنه و ببینه ایا واقعا ازاتفاق زندگیش فرارمیکنه یا فراموش میکنه!




  2. فاطمه
    ۷ خرداد ۱۴۰۰

    مرسی رنگی رنگی ☺️ همین الان بهش نیاز داشتم…




  3. گلنوش
    ۸ خرداد ۱۴۰۰

    سلام ممنون رنگی رنگی عزیز! اتفاقی بس ناخوشایند برام افتاده مثل زلزله ۱۰۰ ریشتری، فکر میکنم مطلبت آرومم کنه، ممنون



ارسال نظر





رنگی رنگی یعنی...