پروژه بازی گروهی - بازی مافیا - رنگی رنگی

پروژه بازی گروهی – بازی مافیا

پروژه بازی گروهی – بازی مافیا

حالا که نوروز در راهه، فکر کردیم که پروژه نوروزانه بازی گروهی، ایده خوبیه برای اینکه در دورهمی ها بیشتر بهمون خوش بگذره 🙂
ما سیزده روز، روزی یک بازی گروهی بهتون یاد میدیم. شما اگر دوست داشتین اونو یاد بگیرید و با دوستان و اقوام و خانواده تون بازی کنید 🙂 خیلی بهتون خوش می گذره  و خاطره های شاد می سازید 🙂

بازی امروز :

وسایل مورد نیاز: چندتا کاغذ کوچک، خودکار

تعداد: هر چی بیشتر بهتر و بهتر

بازی مافیا در عین پیچیدگی، خیلی ساده‌ و تلفیقی از روانشناسی، دقت و موشکافی منطقی است. اگه برای اولین‌ باره بازی می‌کنید خیلی چیزها رو داخل بازی یاد می‌گیرید، ترجیحاً زمانی بازی کنید که حداقل یک‌ نفر در جمع قبلاً بازی کرده باشه.

توی این بازی هر چی تعداد بیشتر باشه بهتره، ما اینجا ساده‌ترین حالتش رو توضیح می‌دیم، شخصیت‌ها می‌تونن زیاد و کم بشن.

h3-h3-h3-

ماجرا از  این قراره که کلاً دو دسته آدم داریم، شهروندها و مافیاها و یک خدا که از همه چیز خبر داره. در بین شهروندها حداقل یک پلیس و یک دکتر وجود داره. بازی به دو قسمت شب و‌ روز تقسیم می‌شه، همه باید به حرف خدا گوش کنن، خدا برای شب اول می‌گه چشم‌ها رو ببندید، بعد می‌گه مافیا چشم‌هاشونو باز کنن، بعد از اینکه خدا مافیا رو شناخت چشم‌هاشون رو می‌بندند و به ترتیب دکتر و پلیس چشم‌هاشونو باز می‌کنن تا خدا با همه آشنا بشه، و بعد خدا اعلام می‌کنه روز شده و‌همه چشم‌هاشونو باز کنن.

حالا وقت شک کردن، تهمت زدن و رد گم کنی هست. شهروندها باید همدیگر رو پیدا کنن و متحد بشن تا طی رأی‌گیری مافیاها رو از بازی بیرون بندازن. یکی یکی طبق نوبت می‌تونن همه به هم ‌گیر بدن، برای مثال می‌تونه کسی بگه: «وقتی خدا گفت مافیاها چشم‌هاشونو باز کنه بغل دستی من تکون خورد و من شک دارم اون مافیا باشه» یا بگه: «وقتی کاغذ‌ها پخش‌ شد فلانی کاغذش رو ‌که دید یه جور‌ مشکوکی خندید»، بحث پیش می‌ره تا شب می‌شه، هر شب مافیاها با ادا و اشاره با هم و اعلام به خدا یکی از شهروندان رو می‌کشن و خدا صبح روز بعد اعلام می‌کنه و شهروند بدون اینکه حرفی بزنه از بازی خارج می‌شه و تا آخر سکوت می‌کنه. حالا در طول روز باید همه همدیگر رو توجیه کنن تا چه کسی مافیا و چه کسی شهروند است و در نهایت رأی گرفته می‌شه و اونکه بیشترین رای رو برای مافیا بودن آورده از بازی خارج می‌شه.

h3-h3-h3-

در این بین پلیس می‌تونه توی شب به یکی ‌از اعضاء اشاره کند و از خدا بپرسه آیا مافیا هست یا نه!

و نقش دکتر اینکه در شب، به شکل اتفاقی یا هوشمندانه یکی رو زنده کند، حتی می‌تونه اون شخص خودش باشه.

بازی تا جایی ادامه پیدا می‌کنه که تعداد مافیاها بیشتر از شهروندان بشه که در این صورت مافیاها برنده‌اند، و یا مافیاها همه از بازی خارج بشن که شهروندها برنده‌اند.

این نکات رو فراموش نکنید:

اول از همه روی کاغذ اسامی شهروند، مافیا، دکتر و پلیس نوشته می‌شه و هر کس با احتیاط کاغذش رو برمی‌دارد و بعد از خوندن پسش‌ می‌ده. 

تعداد مافیاها کمتر از شهروندان است.

استدلال، ‌نقش بازی کردن و متقاعد کردن دیگران توی این بازی نقشی اساسی داره.

بهتره پلیس و دکتر خودشون رو لو ‌ندن، چون امکان داره از طرف مافیا شب کشته بشن، چون در طول روز با اطلاعاتی که‌ دارن می‌تونن دیگران رو متقاعد کنن تا به چه کسی رأیِ درست بدن و به اشتباه شهروندی رو از بازی خارج نکن.

دکتر و‌ پلیس در واقع مهره‌های کلیدی هستن.

10

4(1)

Share on FacebookPin on PinterestShare on Google+Tweet about this on Twitter

ارسال نظر





رنگی رنگی یعنی...