گزیده سردبیر

پروژه شهروند رنگی – روز بیست و پنجم

گاهی وقتی توی پیاده‌رو ‌راه می‌ری پیش خودت می‌گی ای کاش مردم هم‌ چراغ راهنما داشتن، یا بوق! اصلاً کاش برای پیاده‌روی ‌‌هم مثل رانندگی قانون وجود داشت. می‌دونی‌چه وقت‌هایی؟ زمانی که عجله‌داری و‌ می‌خوای سریع حرکت کنی، یه عده آروم آروم با دل‌خودشون راه می‌رن، یه عده یه دفعه وسط پیاده رو می‌ایستن، یه ‌عده دارن با موبایل حرف می‌زنن یا پیغام می‌دن و قدم‌هاشوتو آهسته می‌کنن، و این وسط اونی که عجله داره می‌موه پشت ‌ترافیک انسانی.

ادامه مطلب...


پروژه شهروند رنگی – روز بیست و چهارم

همون‌طور که همهٔ ما توی ‌خونه‌هامون بعد از استفاده از هر وسیله‌ای اونو سر جای خودش می‌ذاریم تا خونه یا اتاقمون نامرتب و بی نظم نشه؛ وقتی برای خرید توی فروشگاه‌های بزرگ می‌ریم و در آخر دستِ پر بر می‌گردیم، نباید یه چیزی رو فراموش ‌کنیم.

ادامه مطلب...


پروژه شهروند رنگی – روز بیست و سوم

صدای بوق صدای دلنشینی نیست، بیشتر مواقع با ترس و ‌اضطراب همراهه. ولی متاسفانه اکثر ما آداب استفاده از بوق رو یا یاد نگرفتیم یا فراموش‌کردیم! مورد‌های استفاده از بوق یک قانون نانوشته‌ای شده که داره انجام و‌ تکرارش برای همه عادی می‌شه.

ادامه مطلب...


پروژه شهروند رنگی – روز بیست و دوم

یه شهروند رنگی رنگی، می‌دونه که باید برای انجام خیلی از کارها در طول روز وارد صف بشه، اما صف ایستادن هم یه نکات ریزی داره که بد نیست به خودمون یادآوری کنیم. بعضی‌ها فکر می‌کنن هرچی‌ به نفر جلویی بیشتر نزدیک بشن یا به شکل خودمونیش، بچسبن‌ صف زودتر می‌ره‌ جلو؛ بعضی‌ها هم‌ فکر می‌کنن اگر یه هلی بدن شاید سریع‌تر نوبتشون بشه. اما اینو‌ بدونید با چسبیدن و فشار دادن به نفر جلویی هیچ تغییری در نوبت شما ایجاد نمی‌شه. فقط این بین، نفر جلویی ناراحت و‌ معذب می‌شه!

ادامه مطلب...


پروژه شهروند رنگی – روز بیست و یکم

خیلی کم‌پیش میاد یه بار توی‌خیابون قدم بزنی یا پشت چراغ قرمز باشی و کسانی‌ که نیازمند باشن رو‌ به‌ چشم نبینی. البته اسم‌های مختلفی می‌شه روشون گذاشت ولی ما به اون قسمتش کاری نداریم. افراد نیازمند همه جا پیدا می‌شن حتی در نزدیکی محل سکونتمون، اما ما چه کاری می‌تونیم براشون بکنیم؟ این مسئلهٔ خیلی پیچیده‌ایه، بعضی‌ها می‌گن باید کمک کنیم و بعضی‌ها هم خلافش رو معتقدن تا این وضع گسترش پیدا نکنه؛ هر دو‌ گروه دلایل و ‌منطقِ خودشون رو دارن

ادامه مطلب...


پروژه شهروند رنگی – روز بیستم

مدت زیادیه که خوشبختانه در بیشتر شهرها برای سوار شدن تاکسی ایستگاه مشخص‌ وجود داره و دیگه تاکسی‌ها و‌ مسافران سرگردون نیستن. ولی گاهی می‌شه به ایستگاهی نزدیک نیستی و باید بین راه سوار تاکسی شی

ادامه مطلب...


پروژه شهروند رنگی – روز نوزدهم

ساعت‌هایی در طول‌ روز هست که ‌همه عجله دارن، یکی می‌خواد سر وقت به‌کارش برسه، یکی‌ به کلاسش یکی به دانشگاهش... پس طبیعیه که تعداد مسافر برای سوار شدن به مترو‌ زیاد می‌شه و در این بین‌ مشکلاتی‌ هم‌ پیش میاد.

ادامه مطلب...


پروژه شهروند رنگی – روز هجدهم

اگر سیگار می‌کشید باید یه سری چیزها رو رعایت کنید که حداقل دیگران رو آزار ندید. دود سیگار شاید برای شما عادی باشه و از بوش حالتون بد نشه ولی برای کسی که سیگاری نیست هیچی بدتر از واقع شدن در فضایی که دود سیگار هست، نیست.

ادامه مطلب...


...23456...10...