رانندگی یک آدم رنگی

راننده تاکسی از 200 متری هر مسافری به ازای هر دور لاستیکش یه بوق زد، مسافر بعدی دویست متر اونور تر بود، اونم سوار کرد. مسافر آخری هم زود نشست و بعد از اون راننده واسه همه مسافرایی که نمی‌تونست سوار کنه _چون پر بود_ یه بوق معذرت‌خواهی زد و رد شد. واسه هر عابر و هر ماشینی هم که از بغلمون رد شد یه بوق زد که یه وقت کسی دلخور نشه. اگه یکی بدون راهنما یه سانت ماشینو می‌کشید اینور و اونور بوقای ضربتی می‌زد و با یه بوق ممتد و گردنی که مثل عقربه ساعت می‌چرخید، می‌گفت: راننده...

ادامه مطلب...