مصاحبه - درباره الی و زندگی‌ای که با نقاشی ساخت - رنگی رنگی

مصاحبه – درباره الی و زندگی‌ای که با نقاشی ساخت

مصاحبه – درباره الی و زندگی‌ای که با نقاشی ساخت

همه ما کتاب‌های زیادی خوندیم، آدمای مختلفی رو دیدیم و ایده‌های رنگارنگی تو سرمون داشتیم، اما چند نفر از ما نترسیدن و گذاشتن این کتابا، آدما و ایده‌ها زندگی‌شون رو زیر و رو کنه؟

الی دختریه که این اجازه رو به یه کتاب داد و بعد از خوندن اون تصمیم گرفت زندگی تازه و متفاوتی رو شروع کنه. الی داره با کاری که عاشقشه زندگی‌اش رو می‌چرخونه. اون نقاشی و تصویرگری می‌کنه ولی نه مثل همه تصویرگرهایی که به استخدام جایی دراومدن و حقوق می‌گیرن. به نظرتون الی تو اون کتاب چی خوند و چطوری بدون حقوق زندگی می‌کنه؟ اگه می‌خواهید درباره الی و کتاب جادویی‌اش بیشتر بدونید و ازش ایده‌هایی واسه زندگی بگیرید، این مصاحبه رو تا آخر بخونید:

الی، دقیقا چی به تو ایده یه زندگی متفاوت رو داد؟

کتابی به اسم “زندگی بدون شغل” به قلم باربارا وینتر رو خوندم و تمام مدت احساس می‌کردم نویسنده داره با من حرف می‌زنه. من آدم درونگرایی هستم و انتخاب یه شغل مناسب برای آدمایی مثل من راحت نیست. وقتی این کتاب رو دست گرفتم کار نسبتا خوبی داشتم ولی وینتر به من گفت راه بهتری برای پول درآوردن و لذت بردن از کار وجود داره. دقیقا نمی‌دونستم چه میخوام ولی کاملا مطمئن بودم که دوست دارم آزاد باشم و با همین خواست آزادی این کار رو شروع کردم.

در مورد کارت بیشتر بگو

من یه هنرمندم، تصویرساز و طراح. درآمد اصلی من از طریق تصویرسازیه و چون سابقه کار به عنوان فروشنده و بازاریاب دارم می‌تونم به راحتی مشتری پیدا کنم و هنرم رو در معرض نمایش بذارم. هنرم رو روی چیزایی مثل قاب گوشی، بالشت، کیف، ساک‌دستی و … ارائه می‌کنم. قبل از خوندن اون کتاب و گرفتن این تصمیم بزرگ که از کاری که لذت می‌برم پول دربیارم، باورم نمی‌شد که نقاشی و تصوریرسازی بتونه انقدر پول‌ساز و مفرح باشه.

میتونی از اولین قدم‌هات برامون بگی؟

کار با شبکه، کار با شبکه و کار با شبکه! این همه چیزیه که برای شروع بهش نیاز داریم. وقتی می‌خواستم کار جدیدم رو شروع کنم به شهر جدیدی رفته بودم و هیچ‌کس رو اونجا نمی‌شناختم. بهترین کاری که می‌شد کرد این بود که تو هر جشن و برنامه‌ای که تو شهر بود برم و با مردم ارتباط بگیرم. کار با شبکه‌های اینترنتی رو هم همزمان پیش گرفتم و تونستم تو مدت کمی کلی مشتری پیدا کنم. کارهایی که تولید می‌کردم رو به مردم نشون می‌دادم و تو سه ماه به جایی رسیدم که بتونم به خودم بگم: آره درست شد! خود خودشه.

با تجربه‌ای که داری، فکر می‌کنی موثرترین راه برای پیدا کردن مشتری جدید و آگاه کردن مردم از یه کار و محصول تازه چیه؟

بی شک کار با شبکه اینترنت. تقریبا تمام کار من با جملاتی که در طول روز می‌گم و می‌شنوم ارتباط تنگاتنگ داره. گفتگوهای روزانه‌ام با مردم اطرافم خیلی روی کارم و جلب مشتری تازه تاثیر داره.

بزرگ‌ترین چالش‌هایی که تا به حال تو کارت باهاشون سر و کله زدی چیا بودن؟

با اعتماد به نفسم و مسائل مالی خیلی مشکل داشتم. باید خیلی تلاش می‌کردم تا خودم رو قانع کنم که خواه مردم کارم رو بپسندند، خواه نه به من مربوط نیست. کار من جوریه که باید تمام تلاشت رو بکنی و اثرت رو به جامعه بفرستی؛ بدون اینکه نگران دید جامعه نسبت به کارت باشی. مشکل مالی هم همیشه و تو هر کاری هست و این مشکلی بود که من از بچگی درگیرش بودم، چون تو خانواده فقیری بزرگ شدم و شاید خود این بهم کمک می‌کنه که این چالش رو هم به کمک این کار پشت سر بذارم. چیزی که باعث شد این چالش‌ها رو برطرف کنم، کمک خواستن بود. به نظرم هیچ چیزی مثل خوداشتغالی نمی‌تونه آدما رو به سمت خودشناسی و روابط درست اجتماعی پیش ببره.

خوداشتغالی یعنی خودت رئیس و کارمند خودت باشی. چه چیز خوداشتغالی رو دوست داری؟

همه چیزش رو! یکی از بالاترین ارزش‌های من آزادیه، و رئیس خودم بودن باعث میشه این حس زیبا رو در طول زندگیم تجربه کنم. من آزادانه و با عشق همه روزم رو نقاشی می‌کنم و از همین کار پول درمیارم. این بهترین امکانیه که خوداشتغالی به من می‌ده.

خیلی‌ها دوست دارن مثل تو کسب و کاری برای خودشون داشته باشن. تو چه توصیه‌ای براشون داری؟

تکلیف‌تون رو با خودتون روشن کنید که دقیقا می‌خواهید چه کاری کنید و به چه کسانی کارتون رو ارائه بدید. این مهمترین کاریه که باید قبل از هر چیز انجام بدید. بعدم هیچ‌وقت عشق‌تون رو نسبت به کاری که انجام می‌دید از دست ندید و نذارید عشق و انگیزه‌تون به کار کم‌رنگ بشه. همیشه وضعیت روحی‌تون رو چک کنید و اگر لازم بود مسیر رو عوض کنید تا شادی و هیجان زندگی و کار از دست نره.

هنوز موقعیت‌های سختی پیش رو داری، تا اینجا و بعد از این چه فکری واسه گذروندن این موقعیت‌ها کردی؟

بهترین چیز تو این موقعیت‌ها گپ زدن و معاشرت با کارآفرین‌های مثل خودمه. ما از هم دیگه انرژی می‌گیریم و این کمک خیلی خوبی تو موقعیت‌های سخته. آدمای شجاعی که با دل و جرئت زندگی و شغل خودشون رو می‌سازن همیشه به من انگیزه می‌دن. کافیه یک ساعت با یکی‌شون بشینم و یه قهوه با هم بخوریم تا انرژی لازم برای گذشتن از اون موقعیت دشوار رو پیدا کنم.

شعار خاصی برای کسب و کار خودت داری؟

شعارای من اینا هستن: با همه محترمانه برخورد کن. مفید باش. دنبال راه‌هایی برای کمک به دیگران باش. کاری که می‌کنی رو دوست داشته باش. کمک بخواه و هیچ وقت از تغییر دادن مسیر زندگی‌ات نترس.

باید با چالش‌ها سر و کله بزنیم و حل‌شون کنیم. کسب تجربه از این جنگیدن خیلی به درد بخورتر از ترسیدن و ندید گرفتن مشکلاته. چیزی که ترسناکه چالش ‌و مشکلات کار نیست، ترسناک‌ترین چیز اینه که نتونیم از توانایی‌هامون استفاده کنیم.

 

منبع

1

Share on FacebookPin on PinterestShare on Google+Tweet about this on Twitter

دیدگاه‌ها

  1. بیتا
    ۳ اسفند ۱۳۹۳

    سلام
    عالی بود
    پیش به سوی خود اشتغالی




  2. سارا :)
    ۴ اسفند ۱۳۹۳

    ^______________________________________^




  3. ليلا
    ۴ اسفند ۱۳۹۳

    شاید این الی خانوم آینده ی من باشه، حال اون ایده ال زندگی منه، البته به نوعی دیگر
    مرسی رنگی رنگی خیلی مصاحبه ی خوبی بود، ای کاش سایر کاراشونم می ذاشتین




  4. صبا
    ۴ اسفند ۱۳۹۳

    امیدوارم همه افرادی که از کارشون لذت نمی برن بتونن کاری که الی انجام داده رو بکنن، از جمله خودم… که گاهی با خودم می گم باید همین کار رو دوست داشته باشی و گاهی می گم همین الان پاشو برو و بیشتر از این وقتت رو تلف نکن




  5. اناربانو
    ۴ اسفند ۱۳۹۳

    باشد که رستگار شویم…




  6. علی
    ۱۴ اسفند ۱۳۹۳

    برام جالب بود. منم همین مسیر رو پیش می رم




  7. نیلوفر
    ۲۱ اسفند ۱۳۹۵

    میشه کتاب زتدگی بدون شغل رو بزارین




    • رنگی رنگی
      ۲۲ اسفند ۱۳۹۵

      متاسفانه به دلیل قانون کپی رایت این کار امکان پذیر نیست



ارسال نظر





رنگی رنگی یعنی...