خوشحال سازی مامان باباها - چطور بابا مامانمو نویسنده کردم - رنگی رنگی

خوشحال سازی مامان باباها – چطور بابا مامانمو نویسنده کردم

خوشحال سازی مامان باباها – چطور بابا مامانمو نویسنده کردم

پروژه خوشحال‌سازی مامان باباها ادامه داره تا هر روز به لیست بچه‌ها و مامان باباهای خوشحال دنیا اضافه شه. ایده امروزمون قراره قلمو بده دست بابا مامانا تا بهترین کتاب دنیا رو بنویسن.

نوشتن یکی از مفیدترین و مفرح‌ترین کارای دنیاست. وقتی قلق کار نوشتن دستت بیاد درباره هر چیزی که فکرشو بکنی می‌تونی چیزی بنویسی که دیگران از خوندنش لذت ببرن، چیزی یاد بگیرن، فکر کنن، بخندن و … موضوع می‌تونه زندگی یه رئیس جمهور باشه یا یه گونی هویج. هیچ فرقی نداره. موضوع مهم نیست، نوشتنه که به هر موضوعی اعتبار می‌ده.

می‌خواهیم از همه ویژگی‌های خوب نوشتن برای شاد کردن بابا مامانا استفاده کنیم تا یه شادی ابدی خلق کنیم. قراره اونا رو تشویق کنیم که شروع کنن به نوشتن. واسه همه، حتی واسه نویسنده‌های حرفه‌ای هم شروع کردن سخت‌ترین بخش کاره، پس آماده یه شروع خوب باشید. کافیه شروع کنی، یه صفحه اول که نوشته شه، بقیه‌اش حلله. نوشتن واقعا لذت بخشه و همین که فکر کنی چیزی رو که نمی‌تونستی به زبون بیاری ثبت کردی، خوشحال می‌شی. چرا این خوشحالی عمیق هدیه شما به مامان یا باباتون نباشه؟

یه قلم روان و راحت و یه دفتر پُر برگ و خوشگل بخرید و کار رو شروع کنید. تشویق‌شون کنید که هر روز اقلا دو صفحه درباره خودشون بنویسن. برای اینکه قدم اول رو راحت‌تر بردارن می‌تونین تو صفحه اول یه فهرست کوچولو تهیه کنید مثلا اینجوری: درباره پدر و مادرت بگو/ درباره تولد و بچگی‌هات/ کی و چطوری با بابا آشنا شدی/ ازدواج و تولد ما بچه‌ها/ آرزوهایی که داشتی و داری و … این فهرست می‌تونه کمکی باشه برای متمرکز شدن و نوشتن. بهشون بگید هر جزئیاتی که به ذهن‌شون می رسه رو هم بنویسن. هر جا که احساس کردید انگیزه‌شون رو از دست دادن تشویق‌شون کنید که ادامه بدن. چیزایی که نوشتن رو بخونید و احساس‌تون رو درباره نوشته‌شون نشون بدید که بدونن متنی که نوشتن تاثیرگذار و خوبه.

در نهایت بعد از چند ماه که کتاب تموم شد، می‌تونید براش یه جلد طراحی کنید و به تعداد اعضای خانواده تکثیرش کنید. این بهترین یادگاری از بابا مامان‌تون می‌شه، ذهن اونا رو هم فعال می‌کنه تا نگاهی به همه زندگی‌شون بندازن. هیچی اندازه خاطره و مرور زندگی آدمو خوشحال نمی‌کنه. یادآوری روزای شاد آدمو همونقدر خوشحال می‌کنه که یادآوری روزای تلخ، برای اینکه می‌بینیم در نهایت سخت‌ترین روزها هم گذشتن و با مرورشون می‌فهمیم که چه چیزای خوبی از اون روزا برامون مونده.

پس مقدمات کار رو آماده کنید که قراره بهترین کتابی که تو زندگی‌تون خوندید نوشته شه. خسته نشید، تشویق کنید و بخشی از جریان خلق این اثر جاودان باشید.

خوشحال سازی مامان باباها

Share on FacebookPin on PinterestShare on Google+Tweet about this on Twitter

دیدگاه‌ها

  1. nasim
    ۳ تیر ۱۳۹۳

    ممنون رنگی رنگی خیلی ایده جالب و خوبی بود مثل همیشه عالییییییییی




  2. زهراالملوک ^___^
    ۳ تیر ۱۳۹۳

    من مامانم رو ماهی یه بار میبرم شهر کتاب بیشتر از من هم دفتر کتاب میخره ذوق داره کلا : دی
    چون خیلی علاقه به نوشتن داره و خیلی هم خوب مینویسه که من نمیدونم چرا بهش نرفتم اصلا تو این زمینه نیازی نیست من کمکمش کنم ولی همیشه سر موخره داستان هاش مشکل داره میگه دلم نمیخواد تموم شه منم براش کتاب داستان نویسی دامیز رو خریدم از شبکه کتاب تاچارا خیلی هم دوستش داشت :)




  3. AySan
    ۳ تیر ۱۳۹۳

    kheli khub bud rangi jan ♥




  4. نگین
    ۳ تیر ۱۳۹۳

    بابای من داشت یه رمان مانندی مینوشت واقعا قلمش جذاب بود اما متاسفانه نمیدونم تنبلی میکنه یا چی ولی هر دفعه بهش میگم پس بقیش؟میگه باید وقت آزاد داشت . حالا من میبینم بی کاره ها!
    چی کارش کنم؟




    • مجله آنلاین رنگی رنگی
      ۴ تیر ۱۳۹۳

      تشوسق ! تشویق ! تشویق !




  5. Risa.Farhadi
    ۳ تیر ۱۳۹۳

    من خودم یکم مینویسم و عاشق نوشتنم ولی خب تنها اولش نیست که آدم یکم تردید پیدا میکنه. شروع کردن همیشه سخت نیست ادامه دادن خیلی سخت تره ولی اعتراف میکنم تموم کردن یک کتاب اونقدر حس خوبی داره که انگار یک ستاره جدید کشف کردی و ناسا ازت میخواد تشکر کنه!!چیزی که من خیلی تو کتابام در موردش احساس مسءولیت میکنم اینه که نکنه در مورد صحت چیزی اطمینان نداشته باشم و بنویسمش و اینطوری الآن کلی اطلاعات جدید و باحال در مورد کشورای مختلف قانوناشون و قانونای کشور خودمون دارم;-)




  6. سارا
    ۳ تیر ۱۳۹۳

    وای این ایده عالی بود رنگی رنگی عاشقتم مرسی




  7. ساجده
    ۴ تیر ۱۳۹۳

    خیلی ایده ی خوبیه…میرم دفتر و خودکارا رو آماده کنم و البته باید یه فکری برا تشویقا بکنم همینطور الکی که نمیشه تشویق کرد باید ایده داشته باشم…دی:




  8. vivi
    ۷ شهریور ۱۳۹۳

    رنگی رنگی من ۱۴ سالمه خیلی از این ایده ها مثل خریدو آشپزیو اینارو نمیتونم انجام بدم
    راهنمایی کنین



ارسال نظر





رنگی رنگی یعنی...