گزارش رنگی رنگی - اگر 5 میلیون پول برای خیریه داشتین صرف چه کاری خیری میکردین؟ - رنگی رنگی

گزارش رنگی رنگی – اگر ۵ میلیون پول برای خیریه داشتین صرف چه کاری خیری میکردین؟

گزارش رنگی رنگی – اگر ۵ میلیون پول برای خیریه داشتین صرف چه کاری خیری میکردین؟

ما از کاربرای رنگی رنگی یه سوال پرسیدیم تحت عنوان : ” اگر ۵ میلیون پول داشتین که میخواستین صرف خیریه کنین ، صرف چه کار خیری میکردین؟”

این سوال ۳ ساعت روی صفحه ی اینستاگرام رنگی رنگی قرار داشت و توی این مدت ۶۴۷ کامنت گرفتش و بعد از ۳ ساعت پست پاک شد.

در بین کامنت ها بیشترین رای برای “کمک به بیماران” بود ، از جمله سرطان ، کودکان بیمار ، بیماری های خاص و …

مقام کار خیر دوم به ” خرید لباس” برای کودکان کم بضاعت بود تا بتوننن عید رو با لباس نو بگذرونن

مقام سوم که با موضوع اول هم چندان بی ربط نیست کمک به “موسسه محک” هست که از بقیه رای بیشتری آوردش

بقیه کارهای خیری که بیشترین رای رو آوردن به ترتیب زیر بودن:

تحصیل ، غذا ، کودکان کار ، کمک به سالمندان ، خرید عیدی برای کودکان کم بضاعت

در زیر بعضی از کامت های دوستای رنگیمون که توی اینستاگرام برامون گذاشته بودن رو مینویسیم ، البته لازم به ذکره اینها دقیقا عین نظرات کاربران در اینستاگرام هست و نظر تیم رنگی رنگی در اون دخیل نیست :) ، در ضمن کامنت های مشابه هم زیاد بود ما از بینشون اونهایی که جالب تر بودن رو انتخاب کردیم :)

  1. صد درصد کمک بیمارای بی بضاعت میکردم
  2. باهاش بچه های بی سرپرستو خوشحال میکردمو براشون کادو میخریدم….
  3. به گربه و سگ های خیابونی غذا می‌دادم
  4. موزش کارهای هنری به زنان خودسرپرست و بدسرپرست
  5. من همه پنج میلیون رو صرف کمک به افرادی که مبتلا به بیماری پروانه ای هستند میکردم
  6. تهیه دارو برای بیماری های نادر
  7. صرف اینکه یه لبخند به بلندی آسمون بیاد رو لب انسان ها..😊
  8. کودکان نقص ایمنی
  9. ایجاد شغل های خانگی کوچک برای پدر مادرایی که بچه هاشون رو واسه پول درآوردن میفرستن سر چهار راه ها
  10. بچه های پرورشگاهی😍
  11. صرف بچه های طرح محسنین کمیته امداد میکردم و حامیشون میشدم…خانواده,های زندانی,کمک ب دانشجوهایی ک دارن اون خانواده ها,
  12. میدادم به یکی از نزدیکانمون که بچه اش لوز ه اش رو عمل کنه چند ساله بخاطر بی پولی و قسط نمیتونن
  13. صرف تحصیل افرادی ک بخاطر مشکلات مالی ازش بی بهرن.
  14. کسایی که یتیمن واقعا نیاز دارن سرپرستی ندارن
  15. میدادم به صندوق بیمارستان تا کسایى که پول ندارند و با اون پول درمان یا بسترى کنن
  16. کسایی که به علت بدهی افتادن زندان رو ازاد میکردم😣
  17. کمک به مراکز نگه داری حیوانات آسیب دیده
  18. کارتن خوابا.. معتادا…
  19. صرف فرهنگ سازی در احیای ارزش های ایرانی ؛ این روزا فقر فرهنگی به شدت رو به افزایشه ؛ از قضا در قشر غنی
  20. بچه هایی ک دمه عید لباس ندارن
  21. به یه مرکز اموزشی مثل مدرسه خودگردان ناصرخسرو کمک میکردم که به بچه های بیشتری کمک کنند واسه تحصیل.
  22. کمک به ساخت مدرسه تو مناطق محروم
  23. به افراد سالمند کمک میکردم…خیلی تنهان کاش میشد یجوری شادشون کرد
  24. بچه هایی که تو زندان به دنیا میان و اونجا بزرگ میشن-
  25. کمک به عروس و دامادهای بی بضاعت می کنم
  26. پول ناچیزی است، ولی میذاشتم برا مشاوره همسران که ب بهانه هزینه های بالا و ناآگاهی زندگی ها با بچه های معصوم از هم نپاشه
  27. سراى سالمندان
  28. یه شهربازی اجاره میکردم برای یه روز بچه های فقیر رو میبردم اونجا شام بخورن و بازی بکنن
  29. معتادی رو میفرستادم کمپ
  30. میرفتمو همهٔ گلای بچهایی ک تو خیابون گل میفروشنو میخریدم 💙
  31. این پول رو صرف تحصیل کودکان بی سرپرست یا بدسرپرست میکردم چون به نظرم تحصیل کودکان حیاتی ترین امر برای اینده شونه چرا که سواد اموزی میتونی ریشه کلی از مشکلات اجتماعی رو از بین ببره…
  32. میرفتم یه محله فقیر نشین، پنج تا جوون که بنظرم خوب میومدن انتخاب میکردم، نفری یه تومن بهشون میدادم
  33. بچه های کار ک واقعا مظلوم واقع شدن توی جامعه
  34. میرفتم برای یک مدرسه توی یه شهر دور افتاده یه تلوزیون و یک دی وی دی میخریدم با یه عالمه کارتون، کارتونای اموزنده
  35. میدادمش به کسی ک بدهکاره و واقعا به این پول نیاز داره واین شب عیدی پیش خانوادش شرمندس !چ
  36. کادوی تولد میخریدم برای بچه های بی سرپرست.این شاید خیلی ارزش مادی نداشته باشه یا نیازای اولیه ی مهمتری داشته باشن ولی خودمون میدونیم هیچی به اندازه ی کادوی تولد گرفتن دل یه بچه رو شاد نمیکنه.
  37. آقای پیر و محترمیرو میشناسم.. که تا شب کنار خیابون بغل دستِ ترازوشون میشینن.. و واقعا آبرومند هستند. قطعا کمک ایشون میکردم 🙏😔
  38. بدهی های محله های فقیر نشین که به سوپر مارکت و مرغ فروشی داشتن رو پرداخت میکردم
  39. یه مدرسه رو تو یه جای دور افتاده تجهیز میکردم
  40. یک شغل خوب برای خانم هایی که سرپرست خانواده رو برعهده دارند
  41. فکر کنم یه عالمه کفش میخریدم میدادم به بجه های کار تو سطح شهر
  42. به یکی از دوستام که مشکل مالی داره این پولو میدادم
  43. خدایی خودم از همه مستحق ترم خودم خرجش میکردم
  44. آگاه کردن جوونای جامعه
  45. واس بچه ها لباس عیدی میخریدم که هم خودشون شاد شن هم باباهاشون دم عیدی شرمنده بچه هاشون نشن
  46. ادماى گرسنه رو سیر میکردم
  47. کار آفرینی بهترین راه هست
  48. میدادم به صندوق به شهربازى و بچه هایى مستحقى که نمیتونستن برن شهربازى رو میبردم اونجا! یه دل سیر بازى کنن
  49. واسه بچه های محک شکلات میخریدم😊
  50. لوازم و مایحتاج روزمره مثل برنج. روغن و… رو برای تعدادی خانواده نیازمند تهیه میکردم
  51. پیرمردایی ک خیلی پیرن ولی کارای سنگین میکنن مثل بارکشا
  52. مردایی که به خاطر مهریه افتادن زندان
  53. صرفِ ترویج علم
  54. دانش اموزای با استعدادی که به خاطر محرومیت نمیتونن پیشرفت کنن چه تو تحصیل چه ورزش چه هنر.
  55. باهاش رنگی رنگی رو توسعه میدادم و تو شهر خودم یه شعبه کوشولو میزدم.چون خوشحالی سازیاش یه جور کار خیره به نظرم.و من گاهی باهاش خیلی خوشحال شدم
  56. صرف بالا بردن آگاهی و انگیزه ی تکدی گرها میکردم
  57. تجهیز کتابخانه های مدارس مناطق محروم شهرمون 😏
  58. همه شو خرج تهیه ى یه عالمه سبزى پلو باماهى میکردم و شب عید میبردم براى مردم قسمت هاى زاغه نشین تا اونام یه ذره طعم شب عیدو بچشن
  59. میدادم به شیرخوارگاه آمنه
  60. محصول اموزشی محیط زیستی مثلا کیسه پارچه ای تهیه می کردم و توزیع
  61. پنج میلیون دیگه پولی نیست که باهاش اتفاق خاصی امروز بیفته،اما حتما این پولو با پولای دیگه ای که قراره خرج خیر بشه یکی می کردم،تا یه کاری انجام بشه که بایه برنامه ریزی منسجم هم مشکلات افراد بیشتری حل شه و هم شاید کاری بشه انجام داد که تداوم داشته باشه
  62. من ارزوهای بچه های کارو براورده میکردم،آرزومه که یه روز اینکارو بکنم😢
  63. یه عالمه لباس گرم میخریدم میدادم ب بچه هایی ک پشت چراغ قرمزا میبینم
  64. سرپرستی چندتا بچه یتیم و به عهده میگرفتم…
  65. خرج قابل تردد کردن شهر واسه معلول ها ومسن هاو کسایی که از ویلچر استفاده میکنن میکردم حتی اگه فقط این پول برای یک پروژه کوچیکش کافی باشه
  66. یه چند تا دار قالی و ابزار فرش بافی برای چند خانم خونه دار کم درآمد
  67. ی کسب و کار هر چند خیلی کوچیک راه مینداختم برای زنان بی سرپرست به امید اینکه بعد ها با زیاد شدن سرمایه یه کارآفرینی بزرگ صورت بگیره
  68. به موسسه ی خیریه محک اهدا میکردم چون بچه های زیادی حالشون خوب میشه و میتونن سرپا وایسن،بازی کنن،مو داشته باشن و مهم تر از همه با بچه های دیگه فرق نداشته باشن و درد نکشن
  69. بچه های دستفروش رو میبرم براشون غذا و کفش و لباس میگیرم
  70. صرف رفتگرا
  71. پولو بین تعدادی از بچه هایی که ۱۸سالگی از بهزیستی بیرون میان تقسیم میکردم
  72. همشو اسباب بازی میخریدم میبردم پرورشگاه و بهزیستی ب بچه ها میدادم😊
  73. کلی کتاب عکس میخریدم برای کودکان کار و کلی کتابای داستان و سی دی های شاد و رنگی رنگی برای کودکان بیمار ،و گلِ رزِ سفید واسه سالمندا.
  74. از خود خیریه میپرسیدم که چه چیزی لازم دارن و همون رو بهشون هدیه میکردم
  75. کودکان سرطانی حداقل خرج دوتا سه دوره شیمی درمانیشون میشه با دارو خارجی
  76. حتما حتما میرفتم بیمارستان مفید میدادم به بچه هایی که بخاطر نداشتن پول تسویه حساب هنوز تو بیمارستان موندن
  77. صرف بچه های روستای زهکلوت کرمان میکردم 😊
  78. واسه بچه هایی که دکترا ازشون قطع امید کردن یا بچه های سندرم دان یه عالمه وسیله رنگی رنگی میخریدم و میرفتم پیششون و ساعت های زیادی از وقتمو باشون میگذروندمو و میخندوندمشون
  79. ی کم پارچه و نخ پته(کرمان) میگرفتم و میدادم به زنای نیازمند و سرپرست خانواده تا بدوزن و بعدش اونا رو براشون میفروختم
  80. ساختن حموم برای دانش آموزی که حموم ندارن 😢 واقعیت تلخی که بعضی از دانش آموزای مدرسمون باهاش درگیرن
  81. از یک مشاور کودک کمک میگرفتم برای کودکان کار کلاس آموزشی چگونگی لذت بردن از لحظه لحظه زندگی میذاشتم و به مشاور پول میدادم تا ماهی یک بار به حرفاشون گوش بده و بهشون مشاوره بده
  82. برای کنکوریها کلاس عربی رایگان میزاشتم
  83. میزاشتم ی بانک ک سود ٢٢ درصد بده،بعد هر ماه سودش رو خرید میکردم،لباس و مواد غذایی واسه ادم های نیازمند هر چند هم کم باشه ولی مداومه…
  84. یه مهمونی خاص برای بچه های اوتیسم میدادم،تا بتونن اونجوری که واسشون خوبه و خودشون راضی ان خوش بگذرونن
  85. ۵ تا چرخ خیاطی میخریدم و یه کارگاه اشتغال برای زنان سرپرست خانواده میزدم
  86. یه آموزشگاه نقاشی و موسیقی واسه بچه های بی سرپرست راه مینداختم…. که بزرگ شدن هنرمند جامعمون شن
  87. من مادرها و پدرها رو با این پول به کلاس فرزند پروری و خودشناسی میفرستادم
Share on FacebookPin on PinterestShare on Google+Tweet about this on Twitter

دیدگاه‌ها

  1. شادی
    ۱۰ خرداد ۱۳۹۵

    خیلی عالی بود امیدوارم روزی برسه هیچ مشکلی تو دنیامون نباشه الهی امین




  2. mahsa
    ۱۰ خرداد ۱۳۹۵

    پناهگاه واسه حیوانات




  3. Soنا
    ۱۰ خرداد ۱۳۹۵

    برای دو یا سه تا بچه هزینه ی تحصیل سالشون رو سعی در تامین میکردم.




  4. آمتیست
    ۱۱ خرداد ۱۳۹۵

    زندانی ازاد میکردم




  5. Romina
    ۲۹ خرداد ۱۳۹۵

    تقریبا کسی یاد محیط زیستمون نیست
    من درخت میکاشتم
    برای اینکار از بچه ها هم کمک میگرفتم
    بچه های فقیر ، کار ، بیمارا، سالما فرقی نمیکنه
    اینطوری بیشتر هم با هم اشنا میشن و دوست
    شاید اینطوری کمکای بیشتری هم بشه
    به امید روزای بهتر..




  6. sara
    ۲۹ خرداد ۱۳۹۵

    برای بچه های سرطانی




  7. شبنم
    ۱۱ مرداد ۱۳۹۵

    من این پولو برا اونایی که غذا برا خوردن نداشتن خرج میکردم .خدا هیچ بنده ای رو با گرسنگی امتحان نکنه آمین




  8. فاطمه
    ۱۱ مرداد ۱۳۹۵

    من صرف این میکردم که آدم هایی که میخوان به رویاهاشون برسن،،یه جورایی دوس داشتم براشون دست خدا بشم.این پول رو هزینه این کار میکردم حتما.که لبخند رو هم روی لباشون بیینم




  9. _haleham_
    ۱۱ مرداد ۱۳۹۵

    رز هفت رنگ میخریدن و به تمام زائرهای مشکل دار میدادم تا برای مادرشون ببرن.




  10. _haleham_
    ۱۱ مرداد ۱۳۹۵

    منظورم بیمارشون بود نه مادرشون




  11. سیاره آبی
    ۱۱ مرداد ۱۳۹۵

    ۵ نفر از نوجوانان ای که مریض هستند و دارند حسابی دست و پنجه با مریضی شون نرم می کنند را می فرستادم یه جایی که تا به حال نرفته باشند مثلا کیش – یا حتی یه کشور همسایه امن نزدیک




  12. Zahra
    ۱۱ مرداد ۱۳۹۵

    کودکای سرطانی محک
    ادمایی ک توی خانوادشون فردی مبتلا ب سرطانه
    جهیزیه دخترای دم بخت




  13. مژده
    ۱۱ مرداد ۱۳۹۵

    پنج میلیون مبلغ کمیه اما احتمالا برای نجات جونه گونه های درحال انقراض کشورمون خرج میکردم و برای این کار از جوان های بیکار نیازمند کمک میگرفتم.




  14. دنیا
    ۱۱ مرداد ۱۳۹۵

    بچه های کار وبچه های بی سرپرست و بیماران سرطانی خرج میکردم و خانواده هایی که سرپرست خانواده هاشون مشکلی جسمی واسشون پیش اومده و نمیتونن هزینه خانوادشون رو بدن
    یا خانواده هایی که نمیتونن هزینه تحصیل بچه هاشونو بدن هزینه تحصیل بچه هاشونو میدادم البته ۵میلیون کافی نیس اما سعی میکردم گوشی از مشکلاتشون رو حل کنم




  15. بهار
    ۱۱ مرداد ۱۳۹۵

    برای بچه های اوتیسم…بضی هاشون پران از استعدادهلی کشف نشده




  16. مهتاب
    ۱۱ مرداد ۱۳۹۵

    این پول رو میدادم به خانه ی ای بی برای بچه های پروانه ای
    کمتر کسی این بچه ها رو میشناسه در صورتی که هزینه ی پانسمانشون در روز حدود ۵٠٠ هزار تومنه. و تعداد بچه هایی که با این بیماری به دنیا میان روز به روز داره بیشتر میشه




  17. مريم
    ۱۱ مرداد ۱۳۹۵

    چندتا جهیزیه برای نو عروس ها تهیه میکردم




  18. مونا
    ۱۱ مرداد ۱۳۹۵

    ۵میلیون تومان تقسیم میکردم، اول به مریض های که در بیمارستان هستن و مشکل مالی دارن بعد به موسسه محک در نهایت هم به پرورشگاه کمک می کردم.




  19. Negar
    ۱۲ مرداد ۱۳۹۵

    حیوونای زیادی دارن به خاطر بی توجهی ما از بین میرن
    حیواناتی که میدیدم رو میبردم به دامپزشکی تا از سلامتشون با خبر بشم بعد یا ازشون نگهداری میکردم یا به یه شخص مطمئن میسپردمشون




  20. صبا
    ۱۴ مرداد ۱۳۹۵

    ۴ میلیون پول رو صرف کمک به کودکانی که سرطان خون دارند،بیماری پروانه ای دارند و بد سرپرست هستند میکنم.۱ میلیون باقی مانده رو سعی میکنم نمایشگاه کوچیکی را بیندازم برای کودکانی که سرطان خون دارند.یعنی عکس هایی که ازشون میگیرم و پول جمع کردن برای کمک.




  21. اتنا
    ۹ شهریور ۱۳۹۵

    ب بیمارایی ک باید دارو بخرن ولی بودجه شو ندارم کمک میکردم با بچه های کار




  22. ریحانه
    ۱۹ دی ۱۳۹۵

    بچه هایی که تو زندان به دنیا میان و اونجا بزرگ میشن




  23. فاطمه
    ۱۹ دی ۱۳۹۵

    یه کار میکردم که هیچ‌ پیرمردی کار نکنه💕




  24. ستاره
    ۱۹ دی ۱۳۹۵

    تهیه دارو برای بیماریهای خاص کودکان.
    و
    فرهنگ سازی برای کودکان




  25. پرستو
    ۱۹ دی ۱۳۹۵

    موسسه بیماری های خاص.، نسبت به خیلی از موسسات بودجه کمتری داره و پراکندگی مریض بیشتر.، فکر کنم اونجا ایده ی خوبیه




  26. Shanli
    ۱۹ دی ۱۳۹۵

    چون من نسبت به بچه ها خیلی حساسم نصفشو به بهزیستی نصفشو هم برا بچه های سرطانی میدادم




  27. سارا
    ۱۹ دی ۱۳۹۵

    توی این فصل سرما لباس گرم میگرفتم واس بچه های بی سر پناه و کارتن خابا




  28. saba
    ۱۹ دی ۱۳۹۵

    من کل پول رو برای درمان بیماری های نادر صرف میکروم چون با داشتن بدن سالم دنیا از چشم همه زیبا تر و رنگی تر دیده میشه




  29. ماندانا
    ۱۹ دی ۱۳۹۵

    منم با این پولو صرف ارتقا فرهنگ احترام گذاشتن میکردم و از مدرسه ها و بچه های کوچیک شروع میکردم.

    احترام گذاشتن ب همه چی…احترام ب محیط زیست، احترام ب منابع طبیعی،احترام ب حیوانات، احترام ب آدم های دیگه . وووو…….




  30. ماندانا
    ۱۹ دی ۱۳۹۵

    البته اینجور ک من متوجه شدم قرار نبوده اینجا کامنت نظراتمو بذارم:دی

    ببخشید




    • رنگی رنگی
      ۱۹ دی ۱۳۹۵

      ما خوشحال میشیم نظرات شما رو در این مورد بدونیم :)




  31. امیرمحمد
    ۱۹ دی ۱۳۹۵

    میدادمش به موسسه محک




  32. شیما
    ۱۹ دی ۱۳۹۵

    صرف حیوانات خیابونی میکردم تا زندگی بهتری داشته باشن و آدما اذیتشون نکنن
    یا صرف تحصیل یکی از بچه های بی سرپست میکردم
    و به محک کمک میکردم




  33. maede
    ۱۹ دی ۱۳۹۵

    من به سالمندان کمک میکردم نه تنها از نظر مالی بلکه از نظر روحی هم کمکشون میکردم خیلی از ما ها نمیفهمیم اون لحظه که با صدای بلند باهاشون حرف میزنیم چجوری قلبشون میشکنه ولی لبخند میزنن بعضی از ماها حاضریم هر طور شده به اون لحظه برگردیم عدر خواهی کنیم ولی این هیچ وقت امکان پذیر نیست مواظب رفتارمون با سالمندای عزیزمون باشیم




  34. محبوبه
    ۱۹ دی ۱۳۹۵

    به اونایی ک درس خونن ولی پول ندارن میدادم….




  35. فاطمه
    ۱۹ دی ۱۳۹۵

    من خیلیی دوست دارم یبار برم محک..هنوز نشده برم.حتما یه بخشیش رو به محک کمک میکردم و بخش دیگش رو هم به کودکان کار و بخش سوم هم به بیمار های ایبی..اونا خیلی مظلوم واقع شدن😢




  36. معصومه
    ۱۹ دی ۱۳۹۵

    سلام، یسری اخبار یه گزارش داشت در مورد نذری دادن و کنارش یه گزارشی داد که برام خیلی جالب بود همون نذری دادن ولی به شکل دیگه و فکرمیکنم بتونه یکی از بهترین کارای خیر باشه؛ اونم کمک برای خرید تجهیزات بیمارستان، دستگاههایی که کار خیلی از بیمارا باهاشون راه میفته ولی بعلت گرونی کمتر موجودن




  37. فاطمه
    ۱۰ تیر ۱۳۹۶

    کاش یه پست نظرخواهی هم میذاشتین که آدم رنگی ها ایده هاشون رو برای کمک کردن به بازارچه های خیریه و جشن ها میگفتن
    ایده های نو



ارسال نظر





رنگی رنگی یعنی...