والدین قصه‌خوان، میراث‌داران مادربزرگ - رنگی رنگی

والدین قصه‌خوان، میراث‌داران مادربزرگ

والدین قصه‌خوان، میراث‌داران مادربزرگ

مثل یه مجری رادیویی وبا هیجان یه قصه‌گوی حرفه‌ای برای بچه‌هاتون با صدای بلند و رسا داستان بخونید. کافیه شروع کنیم، قصه‌خونی تو خون و ژن و حافظه تاریخی ما ثبت شده. ما نسل‌اندرنسل قصه خون و قصه‌شنو بودیم و این سنت دیرین بشری رو می‌تونیم همچنان ادامه بدیم.
قصه خوندن با صدای بلند برای رشد بچه‌ها نقش حیاتی داره. درسته که کارتن‌ها و بازی‌های الکترونیک می‌تونن بچه‌ها رو سرگرم کنن، اما هنوز هیچی جای کتاب و داستان رو نتونسته بگیره. بچه‌هایی که داستان می‌شنون خلاق‌ترن. اونا چیزی رو که می‌شنون تو ذهن‌شون بازسازی می‌کنن و به این ترتیب اولین قدم‌ها رو برای تخیل و رویاسازی برمی‌دارن. داستان، رویا رو وارد زندگی بچه‌ها می‌کنه و این خیلی اتفاق خوبیه.
داستان خوندن شما، هیچ وقت از ذهن بچه‌ها پاک نمی‌شه، همون‌طور که هیچ‌کدوم از ما داستان‌هایی رو که مادربزرگ‌مون برای ما خوند رو از یاد نبردیم. حتی اگه جزئیات داستان یادمون نمونده باشه، حال و هوای وقتی که داستان رو گوش می‌کردیم و تصاویری که تو ذهن می‌ساختیم رو به یاد داریم. مادربزرگ،در جایگاه قصه‌گو بهترین و جهانی‌ترین تصویریه که از مادربزرگ تو ذهن ما حک شد.
از همه اینا گذشته، بچه‌ها نیاز دارن که وقت‌هایی از روز رو هم کنار ما باشن. نه اینکه ما مثلا آشپزی کنیم و اونا هم زیر دست و بال‌مون بچرخن، زمانی که ما دست اونا رو بگیریم و وارد دنیای تازه‌ای بکنیم‌شون. البته خیلی سخته با قاطعیت تعیین کنیم که این ما هستیم که اونا رو به دنیای رویا می‌بریم، یا بچه‌ها هستن که دست ما رو می‌گیرن و به جهان شاد و ساده کودکی می‌برن. به هرحال جهان رویایی داستان، وقتی زیباست که ما و بچه‌ها همزمان با هم از دروازه‌های این شهر جادویی بگذریم. میراث‌دار سنت زیبای قصه‌خونی باشید و بذارید دنیای بچه‌ها زیباترینِ دنیاها بشه.

Share on FacebookPin on PinterestShare on Google+Tweet about this on Twitter

دیدگاه‌ها

  1. AySan
    ۲ بهمن ۱۳۹۳

    هنوزم که هنوزه ماجراهای موش و گربه ی داستانای بابام از یادم نرفته ن ^___^ قصه عالیه ♥




  2. ن.ق
    ۳ بهمن ۱۳۹۳

    ما که از مادربزرگامونم قصه نشنیدیم …
    مادرمون که جای خود



ارسال نظر





رنگی رنگی یعنی...