مصاحبه با سحر تابنده، خالق برند "دوود" - رنگی رنگی

مصاحبه با سحر تابنده، خالق برند “دوود”

مصاحبه با سحر تابنده، خالق برند “دوود”

کارآفرین خلاقی که این بار باهاش مصاحبه کردیم، سحر تابنده یک دختر با انگیزه و پرتلاش هست که چند ماهی میشه کسب و کار مستقل خودش رو راه اندازی کرده. سحر طراح و خالق یک خانواده ی عروسکی با نام “دوود” هست. فعلا اولین عضو این خانواده که اسمش “گیــــل” هست رونمایی شده و همین یکدونه به قدری با کیفیت و موفقیت آمیز به نظر میرسه که خیلی زود روی نمودار سعودی پیشرفتش در حال حرکته! یکی از ویژگی های خیلی خوب سحر اینه که به اندازه ی کافی درباره ی کارش، محصولش، و هدفی که در پشت انجام دادن و راه اندازی این کسب و کار داره فکر کرده. حرفهای سحر به درد هر کارآفرین جوان، و یا حتی کسانی که فکرهای خوب در ذهنشون دارن و دوست دارن یه روز اونها رو عملی کنن میخوره. مصاحبه مون رو با سحر تابنده بخونید که کلی نکته برای یادگیری توش هست!:)

 

4

اول از همه چه مدتیه که این کارو انجام میدی؟

پروژه ی دوود رسما از مهر ماه ۱۳۹۲ کلید خورد. اما این رو هم بگم که ایده و فکر اولیه ش از خرداد شروع شده بود.

 

این هنر رو از کجا یاد گرفتی؟ درسش رو خوندی؟ و فکر میکنی درس خوندن تو این رشته کمکی بهت میکنه؟

 

دوست دارم به این سئوالتون با حوصله جواب بدم، چون یکی از دغدغه های همیشگی من هست.

 

به نظر من تحصیل توی یکی از شاخه های هنر برای کسی که میخواد کار طراحی انجام بده یه موضوع اساسی هست. لزوما قرار نیست این تحصیلات از نوع دانشگاهی باشه، میشه با گذراندن دوره های آموزشی، خوندن کتاب و مقاله، جستجو توی اینترنت، طراحی و تمرین و تمرین و تمرین… و البته دیدن نمونه کار هنرمندای رشته های مختلف اون رو به دست آورد. و ازونجایی که رشته های هنری بسیار به هم مرتبط و نزدیک هستن، فقط کافیه که یکی ازین رشته هارو برای شروع انتخاب کرد. رشته هایی مثل: گرافیک، تصویر سازی، نقاشی، مجسمه سازی، عکاسی، معماری، طراحی صنعتی، طراحی محصول، صنایع دستی و … . شما اگر انگیزه و پشتکار کافی داشته باشید، با وارد شدن به دنیای هنر خود به خود مجبور میشید با زمینه های مختلف اون یکی پس از دیگری دست و پنجه نرم کنید و این فرصت کمیابی هست که در رشته های تحصیلی دیگه کمتر برای آدم پیش میاد.

 

اما اینکه کسی بخواد صرفا بر اساس ذوق و سلیقه کار طراحی انجام بده، باید بگم که به نظر من بدون شک در بین راه متوقف میشه. مثل این میمونه که من بگم: ” من صدای فوق العاده ای دارم، پس خواننده ی بزرگی هستم و بالاتر از اون استاد برجسته ای هم خواهم بود!” برای آواز خوندن، داشتن صدای خوب فقط یه پیش شرطه، موضوع اصلی به دست آوردن دانش و تکنیک کافی برای بهره برداری ازین صدا هست. بدون آگاهی از پایه ها، انجام دادن هر کاری به طور اصولی، تقریبا غیر ممکنه. حتی اگر قراره اون اصول طی فرایند اعتراض زیرپا گذاشته بشه، نیاز مبرمی به شناخت دقیق و آگاهی ازشون وجود داره.

من دید هنری و نگاهم به زندگی رو مدیون مجموعه ی آموخته ها و تجربه هام در ۱۲ سال گذشته هستم. فوق لیسانس معماریم رو از دانشگاه شیراز گرفتم و از نوجوانی در کنار درس و کار به طور جدی موسیقی کار می کردم.

 

DSC_0047c

 

اولین چیزی رو که درست کردی یادته؟ چی شد که به سرت زد به این هنر به عنوان یه حرفه یا شغل نگاه کنی؟

اولین چیزایی که می ساختم موجودات خمیری و جعبه های فانتزی بود که حدود ۱۳-۱۴ سالگی موقع بیکاری برای خودم درست می کردم. بعد ازون هم که وارد دانشگاه شدم و بعدترها در جریان پروژه های کاری، تقریبا دائم با ساخت مدل و ماکت و اینجور چیزا سر و کار داشتم. اما تا قبل از پروژه ی دوود، تقریبا هیچ وقت دست ساخته های خودم رو مستقیم نفروخته بودم!

پارسال با یه کارخونه ی مبلمان همکاری داشتم. یه روز متوجه شدم که اونجا دور ریز پارچه هاشون رو به یه خانم خیاط میدن. بیشتر که کنجکاوی کردم دیدم ایشون یه بازارچه ی خیریه داره و از خانمای خانه دار کمک میگیره و کیف و محصولات پارچه ای می دوزه و به فروش میرسونه. اون روز این سئوال به ذهن من رسید که: “اگر من به جای این خانم بودم، با اون پارچه ها چه کار میکردم؟” و اینجوری بود که داستان دوود شروع شد. چون دست تنها بودم، موضوع رو با پسر خاله م –امیر شبستری- که دانشجوی شهرسازی هست و علی رغم سنش نگاه هنری نسبتا خوبی داره، در میون گذاشتم و پس از مدتی بررسی، تصمیم گرفتیم کار رو شروع کنیم. ناگفته نماند که تشویق و انرژی بی دریغ همسرم هم ما رو در پیش برد کار خیلی کمک کرد.

 

اولین کاری که فروختی رو یادته به کی و چند فروختی ؟

اولین عروسکی که فروختیم “گیل” بود، به قیمت ۳۰ هزار تومن، به یکی از دوستام.

 

مشتری های اولت رو چه جوری پیدا کردی؟ الان مشتری هات رو چه جوری پیدا میکنی؟ فقط فیس بوک یا اینکه پخش کننده های دیگه ای هم داری؟

از همون روز اول با فیس بوک و سایت “هنر دست” شروع کردم، چون مطمئن بودم کاری در حد و کیفیت گیل (تنها عروسکی که فعلا برای فروش ارائه دادیم) امکان نداره فروش نره و غیر ازون طبق تحقیقاتی که کردیم متوجه شدیم که نمونه های تقریبا مشابهی که براش وجود داره، ابدا توان رقابت باهاش رو ندارن، جز اینکه برند های دیگه در تهران ارائه میشن و دوود با شیراز شروع کرده. الان غیر از فیس بوک با چند فروشگاه هم کار می کنیم و باید بگم با وجودی که از شروع فروش گیل کمتر از ۳ ماه میگذره، استقبال فوق العاده ای ازش شده.

 

DSC_0068b

 

روزانه چقدر از وقتت رو صرف درست کردن کارهات میکنی؟

خیلی دلم میخواست که میشد روزانه برای دوود وقت بگذارم، در این صورت الان پروژه خیلی خیلی سریع تر پیش رفته بود و شخصیت های بعدی هم آماده بودن، اما متاسفانه با توجه به برنامه ی شخصییم، بیشتر از هفته ای یکی دو روز، در حد ۴-۵ ساعت نمیتونم براش وقت بگذارم. اما این رو هم بگم که فکرم بیشتر اوقات درگیرش هست و در حال پردازش!

 

تنها کاری که میکنی تو همین سبکه یا اینکه سبک های دیگه ای رو هم کار میکنی؟

خانواده ی عروسک های دست ساز دوود همه در همین چهارچوب طراحی میشن، با اندکی تفاوت و بالا و پایین.

تقریبا میشه گفت زیر مجموعه ای از طراحی محصول و طراحی شخصیت (کاراکتر دیزاین) هستن.

 

01

 

همه ‏ی طرح های کارهات مال خودته یا اینکه از جایی الگو برداری هم میکنی؟ اگه یه روزی یکی از کارها و طرح های شما تقلید کنه تشویقش میکنید یا جلوشو میگیرید؟

این امکان وجود داره که موقع طراحی از مجموعه ی محصولاتی که در طول چند سال گذشته دیده م ایده گرفته باشم، این در طراحی اجتناب ناپذیره، اما اینکه مستقیما بتونم به کار خاصی ارجاع بدم، نه اصلا.

فقط دلم میخواد اشاره ای به پروژه ی “هاله کوچولو” کار خانم هاله مودبیان بکنم، که البته من در نیمه های راه دوود و بعد از ساخت گیل، باهاش اشنا شدم، اما ایده ش رو خیلی پسندیدم و میشه گفت ازش الهام گرفتم.

بذارید این رو هم بگم که کسایی که هنر خونده ن و با مراحل آفرینش هنری آشنا هستن می دونن که تقلید از اولین پله های یادگیری هست. اصولا آدمیزاد بیشتر مهارت هاش رو از راه تقلید به دست میاره. اکثر کمپانی های بزرگ دنیا، موقع شروع پروژه های جدید، وقت زیادی رو صرف شناسایی و بررسی نمونه های مشابه می کنند تا راهی رو که رقیباشون رفتن خوب بشناسن و نه تنها اشتباه های اونا رو تکرار نکنن، بلکه گزینه های بهتری رو پیش رو بگذارن. موضوع اصلی تقلید کردن یا نکردن نیست، اینه که انسان بتونه پاش رو یک مرحله از اون فراتر بذاره و خلاقیت و آفرینش رو وارد ماجرا کنه. اینجاست که تفاوت ها شکل می گیره.

عروسک های دوود ویژگی های یگانه و منحصر به فردی دارند که متاثر از فکر و شخصیت طراحشون هستن (مثل بسیاری از کارهای دیگه). این ویژگی ها مثل اثر انگشت با محصولات دوود باقی خواهند موند. اگر کسی از طرح های ما تقلید کنه، از نظر من هیچ اشکالی نداره. چون اولا فکر می کنم که کمتر کسی به دقت و حوصله ی ما با موضوع برخورد می کنه، (پروژه ی دوود رو یه انگیزه و ایده ی بزرگ هدایت می کنه که رسیدن بهش پشتوانه و دلایل زیادی میخواد) و ثانیا حتی اگر کسی عین محصولات ما رو ارائه بده، یعنی از مدل های موجود کپی برداری کنه، به ایده ها ی جدید و در واقع اثر انگشت دوود دسترسی نخواهد داشت و بنابراین دوود اصالت خودش رو حفظ خواهد کرد.

 

متریال مورد استفاده ‏ی کارت رو راحت پیدا میکنی؟

هم آره، هم نه. پارچه و چرم و اینجور چیزا راحت پیدا میشه. اما برای متریال بسته بندی گیل خیلی خیلی اذیت شدیم. دنبال یه جنس خاص مقوا بودیم که ابدا پیدا نمیشد، نه توی شیراز و نه شهرای دیگه. نهایتا هم مجبور شدیم کار رو با تغییراتی پیش ببریم.

امکانش هست عکس اون کاری که خودت بیشتر از همه دوسش داری رو برامون بفرستی؟

در حال حاضر فقط از یکی از شخصیت های دوود رو نمایی کردیم: “گیل”، که عکسش رو براتون میفرستم.

 

geel2

 

 

از میزان فروشت راضی هستی؟

درآمد این جور کارا کاملا فصلی هست و به شرایط بستگی داره. با گذشت ۳ ماه از فروش گیل از فروشش خیلی راضی هستیم، اما نمیشه دقیقا به صورت ماهانه روش حساب کرد.

 

 

فکر میکنی تهِ تهِ مسیرت کجاست؟ یعنی به کجا برسی حس موفقیت داری؟

راستش برنامه هایی که ما برای دوود داریم بلند مدت هستن. تلاشمون بر این هست که شخصیت ها رو بر اساس ویژگی ها ی روانی آدما طراحی کنیم، اما با ظاهر غیر متعارف و کمتر دیده شده؛ با تاکید بر تفاوت های انسان ها و اینکه شناخت این تفاوت ها چقدر میتونه به روند زندگی صلح آمیز کمک کنه.

غیر ازون، دغدغه ی گسترش زبان فارسی رو هم داریم. برای انتخاب اسم عروسک ها از شاهنامه فردوسی الهام می گیریم و بعضا تو طراحی هم به موتیف ها و الگو های شاهنامه ارجاع میدیم.

دیگه اینکه، این عروسک ها قراره پیام آور شادی و نو آوری و گفتگو باشن و به جاهای مختلف دنیا سفر کنن و آدم های زیادی رو به فکر وادارن: به فکر کنار اومدن و زندگی کردن با تفاوت ها. گیل های ما تا امروز غیر از ایران به کانادا، آمریکا، دانمارک، هلند، ترکیه و امارات متحده عربی سفر کرده ن و دوستان جدید خوبی هم دارن.

اگر این پروژه بتونه خدمتی حتی کوچیک، به زبان فارسی بکنه من بی اندازه خوشحال میشم. اینکه آدمهایی که فارسی زبان نیستند، اسم این شخصیت ها رو به زبون بیارن و اونها و پشتوانه ی فرهنگیشون رو دوست داشته باشن و کنجکاو بشن که درمورد ایران و زبان فارسی بیشتر بدونن، برای من قدم بزرگی محسوب میشه. ناگفته نماند که برنامه های دیگه ای هم داریم که بیشتر این ایده رو گسترش بدیم، چون هنوز خیلی جای فکر داره و ما تازه کاریم.

 

DSC_0154b

 

برندت رو توی سه کلمه تعریف کن برامون.

شاد، انسان دوست، نو آور

 

و حالا هم چند تا سوال رنگی-شخصی:

چقدر خودتو آدم رنگی ای میدونی؟

به ایده آل های رنگی رنگی خیلی نزدیکم و باهاشون زندگی میکنم. اما این رو هم بگم که فکر می کنم داشتن همواره ی این همه حس و ویژگی مثبت خیلی سخته. به نظر من، تعریف زندگی کمی متفاوته، اما بهترین حالت اینه که همه برای “رنگی رنگی” بودن تلاش کنیم و سعی کنیم ذهن و زندگیمون رو با همچین ایده آل هایی به روز نگه داریم.

 

رنگ مورد علاقه و تفریحت رو هم واسه خواننده های رنگی رنگی بگو.

چطور ممکنه ازین دریای بی کران زیبایی که در طبیعت هست یکی، یا دوتا، یا سه تا رو انتخاب کرد؟! من همه رو دوست دارم و باهاشون نفس می کشم. تفریح اصلیم هم موسیقی و آواز، کتاب خوندن و فیلم دیدن، نمایشگاه رفتن و کار دیدن و وقت گذروندن در کوه و طبیعت هست.

 

1980348_602731706475067_319552854_o

 

حرف آخر؟

اول اینکه، دوست دارم به بچه هایی که میخوان روی پای خودشون بایستن و کار کنن این رو بگم که کسی که میخواد کار جدید و متفاوتی رو در ایران شروع کنه، در ابتدای راه، با موج گسترده ی سرکوب و انرژی منفی اطرافیان رو به رو هست. به نظر من، اصلا نباید اجازه داد که این موضوع باعث دلسردی و سرخوردگی بشه، برعکس اگر این دیوار بلند مهملات رو پشت سر بگذاریم، دنیایی از امکانات و فرصت های تازه خودش رو نشون میده که گاهی، آدم حتی در برابرش کم میاره!

و دوم اینکه، برخلاف دیدگاه رایجی که امروز در کشورمون هست، حرف اول رو در هر پروژه ی موفقی “دانش” میزنه. بدون داشتن سواد کافی شروع کار حرفه ای اشتباه بزرگی هست. و پس از اون: تمرین، تمرین و بازم تمرین…!

 

نام و نام خانوادگی: سحر تابنده

برند: دوود

زمینه فعالیت: طراحی و ساخت عروسک های دست ساز پارچه ای

خلاصه: سحر تابنده یک دختر خلاق و یک کارآفرین جوان هست که چند ماهی میشه که خانواده ی عروسک های پارچه ای “دوود” رو راه اندازی کرده. تا الان از اولین شخصیت این خانواده – “گیـــل” – رونمایی شده و کم کم از بقیه ی شخصیت ها پرده برداری خواهد شد. دوود تمام سعی خودش رو میکنه تا برای درست کردن این عروسک ها از مواد قابل بازگشت به طبیعت استفاده بکنه. عروسک های “دوود” تا به الان به کشورهای زیادی فرستاده شدن و قرار هست در آینده ای نه چندان دور نقش سفیران صلح و دوستی رو بازی کنن…

 

1146638_605309202883984_941692632_n

 

از “دوود” اینها رو یاد بگیریم:

۱_ اگر قرار هست کار هنری رو شروع کنید، حتی اگر رشته ی تحصیلی تون کاملا متفاوته، خودتون مطالعه، تحقیق و جستجو کنید تا بتونید اطلاعات هنری تون رو بالا ببرید. یاد گرفتن قواعد حتی اگر قرار هست شکسته بشن همیشه ضروریه!

۲_اگر کیفیت کارهاتون جزو اولویت ها باشه، هیچ نگرانی ای از بابت رقیبان باقی نمیمونه.

۳_برای پیشرفت برندتون ایده های بزرگ داشته باشید و نوآوری رو کنار نذارید.

۴_حتی اگر محیطی که در اون زندگی میکنیم پر از انرژی منفی و حرف های دلسرد کننده باشه، اگه خودمون بخوایم یک اتفاق نو و خلاقانه بیفته و برای تحقق اش انگیزه ی کافی رو داشته باشیم، هیچ چیزی جلودارمون نمیتونه باشه…

 

پست الکترونیکی دوود:

[email protected]

 

آدرس فروشگاه اینترنتی دوود:

Share on FacebookPin on PinterestShare on Google+Tweet about this on Twitter

دیدگاه‌ها

  1. mahsa
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۳

    خیلی‌ مصاحبهٔ خوبی‌ بود، ممنونم، برای سارا آرزوی موفقیت می‌کنم.نظرات و توصیه‌های سارا به نظرم خیلی‌ درست میان، فکر می‌کنم همهٔ اونا رو یه جائی‌ تو زندگیم با تجربه بهشون رسیدم.




  2. AySan
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۳

    cheghad khuuuuube
    baraye tavallode abjim azin GILa barash mikharam ^_^
    khaste nabashi rangi rangi janam




  3. i
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۳

    سلام،خدا قوت و تبریک به خاطر این همه ذوق و سلیقه و اصالت!!!
    میشه بگید “گیل” و “دوود”یعنی چی؟توی مصاحبه نبود؟؟؟




    • یاسمن
      ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳

      من فکر می کنم که شخصیت انیمیشنی باشه.

      مطمئن نیستم البته…




  4. مژده
    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۳

    واقعا از حوصله ای که واسه جواب دادن به سوالاگذاشتن لذت بردم،و به نظرم چیزایی رو گفتن که شاید بقیه برندای معرفی شده تضادش رو گفتن و تاکید ویژه کرده بودن که تقلید نکنید مخصوصا یکی دو تا از برندایی که سال گذشته معرفی کرده بودین.
    آرزوی موفقیت دارم براشون :-)




    • sh
      ۱ بهمن ۱۳۹۳

      اینکه میگن تقلید نکنید ممکنه بستگی ب این داشته باشه که طرف خودش چقد با تقلید پیش رفته
      به نظر منم تقلید و مخصوصا کپی برداری های اعصاب خوردکن واقعا رو مخ هنرمندن و این باعث میشه که آدم دلش نخواد کاری که برای دیدن ساخته شده در معرض نمایش بذاره.




  5. هانی
    ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳

    صعود نه سعود.




  6. جودی آبوت
    ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳

    عالی عالی عالـــــــــــی
    ممنون دوستان
    هر بار که یکی از این مصاحبه هاتون و میخونم امیدوارتر میشم.
    و جدی تر به کاری که میخوام بکنم فکر میکنم.
    موفق باشین




  7. دینا
    ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۳

    ممنون از حوصله ای که برای جواب دادن گذاشتن. بدون اینکه خودشونم اشاره کنن از حرفاشون کاملا مشخصه که پشت این کار یه فکر بزرگ هست. براشون آرزوی موفقیت روزافزون دارم:)




  8. سحر
    ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۳

    سلام من عاشق این بخش رنگی رنگیم ولی کاش تصاویر این کارافرین ها رو هم میزاشتید




  9. Matin
    ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۳

    سلام. کارشون که زیباست. از اون زیباتر مصاحبه و نحوه پاسخ گویی به سوالات بود. لذت بردم.




  10. نرگس
    ۱۱ شهریور ۱۳۹۳

    perfect
    useful
    :)



ارسال نظر





رنگی رنگی یعنی...