رادیو رنگی رنگی - قسمت چهلم - رنگی رنگی

رادیو رنگی رنگی – قسمت چهلم

رادیو رنگی رنگی – قسمت چهلم

قرار هست هر هفته یک قسمت رادیو رنگی رنگی داشته باشیم. این یک پادکست شاد و کوتاه برای آدم های رنگی هست.
این هفته در مورد برند رولکس صحبت کردیم. نه به صورت تخصصی که در این حد که بتونید این برند رو بشناسید.
این شما و این هم شماره جدید رادیو رنگی رنگی :

 

دانلود رنگی رنگی – قسمت چهلم

 

سرزمین شکلات ،صلح، ثروت و ساعت ، سویس ، میزبان معتبرترین برندهای ساعت دنیاست و با تولید بیش از ۱۲ میلیون ساعت در سال، یکی از بازیگران اصلی در بازار زمان سنجهای دنیا به حساب میاد. بیشتر برندهایی که امروز کمپانیهای چند ملیتی بزرگ هستن، زمانی کسب و کارهای خانوادگی کوچیکی بودن و به خاطر کیفیت بالای ساعتهاشون به اینجا رسیدن. از بین این همه برند سویسی نام و دار و منحصر به فرد، رولکس رو می تونیم به عنوان نماد ساعتهای سویسی بدونیم. برندی که سهم بسزایی در پیشرفت صنعت ساعت سازی داشته و داره. در شماره چهلم از رادیو رنگی رنگی ، سفری می‌کنیم به کوه‌های آلپ و سویس تا بیشتر با رولکس، پادشاه ساعت آشنا بشیم.

هانس ویلسدورف و آلفرد دیویس ، کمپانی به اسم Wilsdorf and Davis رو در لندن افتتاح کردن. در ابتدا ، اونها موتورهای سویسی رو وارد می کردن و در کیس های لوکس قرار می دادن. محل فروش این ساعت‌های لوکس هم جایی جز جواهر فروشیها نبود و جواهر فروشیها هم نام خودشون رو روی ساعت‌ها حک می کردن. در سال ۱۹۰۸ ، آقای ویلسدورف برند رولکس رو ثبت کرد و دفتر رولکس در سویس بازشد. در ۱۵ نوامبر سال ۱۹۱۵ هم کمپانی رولکس شروع به کار کرد. در مورد اسم رولکس داستان‌های زیادی وجود داره ولی خود ویلسدورف میگه انتخاب نام رولکس به این خاطر بوده که در زبان‌های مختلف به راحتی تلفظ بشه. دلیل دیگه برای انتخاب نام رولکس کوتاهیه اونه که باعث میشه به راحتی اون رو روی صفحه ساعت حک کنن. اینطوری بود که رولکس آغاز به کار کرد ولی هنوز هم بیشتر فعالیت هاش در انگلیس انجام میشد.

با شروع جنگ مالیات روی اجناس لوکس ، طلا و نقره به شدت بالا رفت. رولکس هم برای اینکه کسب و کار خودشو سودآور نگه داره، کمپانیش رو به کلاً به سویس انتقال داد. رولکس با اینکار هم هزینه هاش رو پایین آورد و هم از آوازه ی ساعت‌های سویسی استفاده کرد. کسب و کار رولکس روز به روز بهتر میشد. کم کم رولکس تبدیل شد به نماد ثروت و قدرت. هرکسی که می‌خواست نشون بده رتبه و مقام بالایی داره، رولکس روی مچش خودنمایی میکرد. تالار افتخار رولکس پره از آدم‌های مشهوری که رولکس دستشون می کنن. از اکثر رئیس جمهورهای آمریکا بگیر تا ثروتمند ترین آدمهای دنیا.

رولکس همیشه می‌خواست خودشو متمایز نگه داره و متوجه شد اینکار فقط با استفاده از طلا و نقره توی ساعت هاش ممکن نیست. بنابراین رولکس سعی کرد با نوآوریهاش صنعت ساعت رو شگفت زده کنه. اولین نوآوری رولکس ساعت‌های ضد آب بودن. در اون زمان آب دشمن ساعتها بود و حتی گرون ترین ساعت‌ها هم در برابر آب آسیبپ پذیر بودن. رولکس این ویژگی رو بهبود داد و اولین ساعتی رو تولید کرد که میتونست تا عمق ۱۰۰ متر زیر آب کار کنه. همین موضوع ساعت‌های رولکس رو برای دریانوردای حرفه‌ای خیلی جذاب کرده بود. دومین نوآوری رولکس تولید ساعت‌های اتوماتیک بود. یعنی ساعت‌هایی که نیاز به کوک کردن نداشتن. قبل از این نوآوری رولکس، شما مجبور بودید ساعتتون رو کوک کنید تا انرژی مورد نیاز ساعت تأمین بشه. این موضوع باعث میشد فشار زیادی به فنر اصلی ساعت بیاد و در ضمن کوک کردن ساعت کار بسیار سختی بود. رولکس ساعت‌هایی رو ساخت که با حرکت دست و نبض انرژی مورد نیازشون رو تأمین میکردن. ساعتهایی بدون نیاز به باتری و کوک کردن که همیشه زمان رو دقیق نشون می دادن. هنوز هم این تکنولوژی رو توی ساعت‌های رولکس می بینیم.

نوآوری های رولکس همینجا متوقف نشدن! اولین ساعتی که تاریخ رو به صورت اتوماتیک نشون می‌داد ، اولین ساعتی که دو زمان رو نشون می‌داد و اولین ساعت مچی که کرنومتر استاندارد داشت تولید رولکس بودن.

رولکس برای اینکه بتونه مشتریهای بیشتری رو جذب کنه ، یک برند دیگه هم به اسم Tudor به وجود آورده که قیمت های مناسب‌تری داره. قیمت ساعت‌های رولکس از ۵۰۰۰ دلار شروع میشه و تا ۷۵۰۰۰ دلار هم میرسه. التبه ساعت‌های خاص رولکس ۴۵۰ هزار دلار هم قیمت دارن! قمیت ساعت‌های Tudor مناسب ترن و از ۶۵۰ دلار شروع میشن و نهایتاً به ۹۰۰۰ دلار میرسن.
در رابطه با رولکس افسانه‌های زیادی وجود داره که البته خیلی هاش درست نیستن. اینکه ساعت‌های رولکس با دست ساخته میشن یا اینکه ساخت هر ساعت چندین ماه زمان میبره فقط شایعه هستن. مثل تمام برندهای معروف دنیا، رولکس هم از جنس های تقلبی در امان نیست. اینجا بهتون چهار تا روش رو یاد میدیم که ساعت‌های اصلی رولکس رو از فیک هاش تشخیص بدید. اول اینکه ثانیه شمار ساعت‌های رولکس نرم و ممتد حرکت میکنه و حرکتش مقطع نیست. دوم اینکه پیچ های تنظیم ساعت‌های رولکس کلی نقش و نگار داره که ساعت‌های فیک ندارن. سوم اینکه ساعت‌های رولکس به خاطر جنش بدنشون خیلی سنگین هستن و چهارم اینکه شیشه ساعت‌های رولکس روی قسمت تاریخ ذره بینیه و تاریخ بزرگ‌تر به نظر میرسه.

تاریخچه رولکس سراسر درسه ولی به نظر میرسه مهم‌ترین درس رولکس این باشه : هرچه قدر هم محصولت گرون باشه ، باید کاری کنی که تمام مردم آرزوی داشتن محصولت رو داشته باشن. اینکار فقط با استفاده از طلا و نقره ممکن نیست و نوآوری حرف اول رو میزنه!

تا یه شماره دیگه از رادیو رنگی رنگی بدرود.

لمیس

Share on FacebookPin on PinterestShare on Google+Tweet about this on Twitter

دیدگاه‌ها

  1. هژیر
    ۲۷ مهر ۱۳۹۲

    سلام D: میشه درباره برند luminox و victorinox هم صحبت کنید؟
    D:




    • کامران کهریزی
      ۲۷ مهر ۱۳۹۲

      برند victorinox که در واقع با فروختن چاقو به ارتش سویس شروع به کار کرد برند بسیار جالب و تاریخ داریه که حتما اگر فرصت بشه در شماره های آتی رادیو رنگی رنگی در موردش صحبت میکنیم.




  2. بهروز
    ۲۷ مهر ۱۳۹۲

    ممنون. خیلی قشنگ بود.
    مختصر و مفید




  3. shima
    ۲۸ مهر ۱۳۹۲

    سلام
    سایت فوق العاده خوبیه رنگی رنگی
    همیشه هم از رادیو رنگی استقبال میکنم مخصوصا که برندها رو معرفی میکنید
    اما واقعا دلم برای اون داستانهای جالی که میذاشتین تنگ شده
    میشه لطفا بازم داستانک جالب بذارید؟
    ممنون




  4. کاریز گرافیک
    ۲۸ مهر ۱۳۹۲

    سلام
    من قبلا یه داستان در مورد رولکس شنیدم
    صاحب رولکس توی یه کارگاه کار میکرده که ساعت دیواری میساخته بعد این ایده به ذهنش میرسه که چرا ساعت رو همراه خودمون نداشته باشیم
    و همین باعث میشه که خودش بره و ساعت مچی بسازه
    نمیدونم تا چه اندازه صحت داشته باشه




    • كامران كهريزي
      ۲۹ مهر ۱۳۹۲

      سلام
      دو نکته وجود داره. اول اینکه صاحب رولکس اقای ویلسدورف فرد بسیار ثروتمندی بوده و در کارگاه ها کار نمیکرده، دوم اینکه اولین ساعت مچی رو اقای فیلیپ ۶٠ سال قبل از تولد رولکس ساخت.
      امیدوارم کمکی کرده باشم.




  5. diyako
    ۱۳ دی ۱۳۹۲

    ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﻮﺯﻩ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺳﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﻣﺮ ﮐﻒ ﭘﻮﺵ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎی
    ﻣﺮﻣﺮﯾﻨﯽ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻫﺎﯼ ﺩﻭﺭ ﻭ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﻧﺶ ﺑﻪ ﺁﻥ
    ﺟﺎ ﻣﯿﺮﻓﺘﻨﺪ . ﮐﺴﯽ ﻧﺒﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﺪ ﻭ ﻟﺐ ﺑﻪ ﺗﺤﺴﯿﻦ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﻨﺪ.
    ﺷﺒﯽ ﺳﻨﮓ ﻣﺮﻣﺮﯾﻨﯽ ﮐﻪ ﮐﻒ ﭘﻮﺵ ﺳﺎﻟﻦ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
    ﺍﯾﻦ ﻣﻨﺼﻔﺎﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﺮﺍ ﻫﻤﻪ ﺭﻭﯼ ﻣﻦ ﭘﺎ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﺗﺎ ﺗﻮﺭﺍ ﺗﺤﺴﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪ؟ﻣﮕﺮ ﯾﺎﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﺎ
    ﻫﺮﺩﻭ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﻌﺪﻥ ﺑﻮﺩﯾﻢ ! ﺍﯾﻦ ﻋﺎﺩﻻﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﺎﮐﯿﻢ !
    ﻣﺠﺴﻤﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺯﺩ ﻭﮔﻔﺖ : ﯾﺎﺩﺕ ﻫﺴﺖ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺳﺎﺯ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺭﻭﯾﺖ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﺪ ﭼﻘﺪﺭ
    ﺳﺮ ﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﮐﺮﺩﯼ؟
    ﺳﻨﮓ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ : ﺁﻩ ﺁﺧﺮ ﺍﺑﺰﺍﺭﺵ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺁﺳﯿﺐ ﻣﯿﺮﺳﺎﻧﺪ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺁﺯﺍﺭﻡ ﺩﻫﺪ.
    ﻣﻦ ﺗﺤﻤﻞ ﺁﻥ ﻫﻤﻪ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺭﻧﺞ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ.
    ﻭ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﻠﯿﺢ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ : ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺣﺘﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ
    ﺍﺯ ﻣﻦ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﯽ ﻧﻄﯿﺮ ﺑﺴﺎﺯﺩ ﻭ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺷﺎﻫﮑﺎﺭ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﻮﻡ . ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﻢ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺍﯾﻦ
    ﻫﻤﻪ ﺭﻧﺞ ﮔﻨﺠﯽ ﻧﻬﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ﭘﺲ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﺮﭼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺿﺮﺑﻪ ﺑﺰﻥ ، ﺑﺘﺮﺍﺵ ﻭ ﺻﯿﻘﻞ
    ﺑﺪﻩ.
    ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﺶ ﻭ ﻟﻄﻤﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺑﺰﺍﺭﺵ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺰﺩﻧﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﺧﺮﯾﺪﻡ ﻭ ﻫﺮﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ
    ﻣﯿﺸﺪﻧﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺗﺎﺏ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩﻡ ﺗﺎ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺷﻮﻡ.
    ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﯽ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﺭﻭﯼ ﺗﻮ ﭘﺎ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺑﯽ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ
    ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ.



ارسال نظر





رنگی رنگی یعنی...