رادیو رنگی رنگی - قسمت سی و دوم - رنگی رنگی

رادیو رنگی رنگی – قسمت سی و دوم

رادیو رنگی رنگی – قسمت سی و دوم

قرار هست هر جمعه یک قسمت رادیو رنگی رنگی داشته باشیم. این یک پادکست شاد و کوتاه برای آدم های رنگی هست.
این هفته در مورد برند بیژن صحبت کردیم. نه به صورت تخصصی که در این حد که بتونید این برند رو بشناسید.
این شما و این هم شماره جدید رادیو رنگی رنگی :

 

دانلود رادیو رنگی رنگی – قسمت سی و دوم

 

ایرانی های که باعث شدن نام ایران تو دنیا بدرخشه، کم نیستن. اینبار هم نوبت برند بیژنه تا با تولید خاص ترین لباس‌ها ، درخشش ایرانی‌ها تو صنعت مد رو نشون بده. اگر دوست دارید بدونید بیژن چطوری از بوتیک پلنگ صورتی به بزرگترین بوتیک بورلی هیلز رسید، با ما همراه باشید در شماره ۳۲ ام از رادیو … رنگی رنگی!
تمرکز و پشت کار دو عنصری هستن که می تونن هر بیزنسی رو از خاک بلند کنن. بیژن پاکزاد تو یه خانواده خیلی پول‌دار متولد شد ولی این باعث نشد که عطشش برای یه بیزنسمن موفق شدن رو از دست بده. پاکزاد بزرگ ، بیژن رو برای تحصیل به یکی از گرون ترین مدرسه‌های سویس فرستاد. خیلی از شاهزاده ها و پرنس های دنیا همکلاس بیژن بودن. بیژن از همون وقت هم سودای ساختن برند خودش رو داشت و از همون مدرسه ، تونست مشتری‌های خوبی رو جذب کنه. در‌واقع ، داشتن چنین مشتری‌های به بیژن یاد داد که چطور باید برای پول‌دار ها لباس بدوزه.
وقتی بیژن از سویس برگشت ، یه بوتیک به اسم پلنگ صورتی رو باز کرد که اون موقع مجلل‌ترین بوتیک خاور میانه بود. بیژن بهترین کالکشن های ایتالیایی رو برای فروش به تهران می آورد. کار تا جایی پیش رفت که بیژن پارچه رو می‌خرید و بعد به بهترین طراحان ایتالیا سفارش دوخت می‌داد و خودش هم شخصاً روی فرایند تولید لباس نظارت می کرد. تهران که در اون زمان در دوره رشد اقتصادی قرار داشت، پول هاشو به جیب بیژن سرازیر کرد. بعد از گذشت چند سال ، تهران دیگه برای بیژن یه بازار تشنه و بزرگ نبود، بیژن نمی‌خواست محدود به ایران باشه. برای همین هم ، با یه سرمایه دار بزرگ ایرانی تو کالیفرنیا شریک شد و اینطوری ، کاخ بیژن در بورلی هیلز افتتاح شد.
اما بیژن چطور تونست وسط اونهمه غول مد تو آمریکا سری تو سرا دراره؟ بیژن علاوه بر اینکه یه هنرمند خوب بود، هوش تجاری بسیار بالایی داشت. تو دوره ای که بیژن وارد آمریکا شد، اموال آدما ، مثل لباسشون، ماشینشون، خونشون و چیزای دیگه نشون دهنده شخصیتشون بود. برای همین هم یه کارمند با درآمد ۴۰۰۰ دلار درماه، ۸۰۰۰ دلار برای خرید یه کت شلوار بیژن هزینه می کرد! چون معتقد بود این کار باعث می شه تو جامعه بدرخشه! بیژن هم سوار این موج شد تا علاوه برای سران کشور ها و مولتی میلیاردر های دنیا، طیف وسیعی از طبقه متوسط رو هم جذب خودش کنه! به این می گن هوش تجاری در سطح تیم ملی!
می گن اگه می خوای ماکسیسمم سود ممکن رو بدست بیاری ، سعی کن تا جایی که می تونی طیف وسیع‌تری از مشتری‌ها رو جذب کنی! البته به شرطی که اعتبار برندت رو زیر سؤال نبری! بیژن هم وقتی وارد کسب کار عِطر شد، همین ایده رو در پیش گرفت. عِطر های اولیه بیژن، با طراحی منحصر به فردشون، بین دو تا سه هزار دلار قیمت داشتند. بیژن برای اینکه سود بیشتری رو از بیزنس عِطر بدست بیاره، اسانس های مردونه و زنونه ای رو هم با قیمت ۱۲۰ دلار برای عرضه در تمام فروشگاه ها تولید کرد.
راستی گفتیم بیژن مشتری‌های خیلی خاصی داشته! ولی چقدر خاص؟ نظرتون راجع به آرنولد، جورج بوش، جیورجیو آرمانی، شهرام ناظری، باراک اوبام یا سلطان عمان چیه؟ تازه این‌ها جزو اون دسته آدمایی هستن که راضی شدن اسمشون تو فهرست افتخارات بیژن بیاد! طبق حرف بیژن ، این لیست خیلی طولانی‌تر از این حرفاست!
بیژن با تمام ثروت افسانه ایش و با تمام کاراکتر هنریش ، تا آخرین روزهای کاریش خودش شخصاً به مشتری‌ها خوشامد گویی می کرد. همیشه می‌گفت وقتی مشتری وارد فروشگاه میشه ، به صورت بالقوه مالک فروشگاهه ! پس باید بهش واقعاً احترام گذاشت. این یکی از دلایل مهم موفقیت بیژن بود. شما بدون وقت قبلی نمی تونید وارد فروشگاه بشید و این یعنی مشتری‌ها حریم شخصی خودشونو دارن.
شهرت بیژن فقط تو طراحی لباس نبود! رولزرویس و بوگاتی نسخه های ویژه ای دارن که بیژن اونها رو طراحی کرده! ماشین‌های لوکسی که بیژن واقعاً تو طراحیشون سنگ تموم گذاشته. رنگ مشخص این ماشین‌های خاص زرده. زردی که بیژن اون رو به امضای خودش تبدیل کرده. بیژن عاشق رنگ زرد بود و این رنگ رو میشه تو تمام قسمت‌های فروشگاهش به نحوی دید. اگه یه روزی این شانسو داشتید که سری به فروشگاه بیژن بزنید ، از دیدن کت شلوار ۱۵ هزار دلاری ، روتختی ۲۲۰ هزار دلاری و یا کت چرم ۷۰ هزار دلاری خیلی تعجب نکنید!

Share on FacebookPin on PinterestShare on Google+Tweet about this on Twitter

دیدگاه‌ها

  1. zeinab.b.seifi
    ۱۰ شهریور ۱۳۹۲

    هنر نزد ایرانیان است وبس!
    این جمله بیخود نیست!
    توی هر کشوری که برید۶۰% درصد افراد موفق وتجصیل کرده ایرانی هستند!




    • نگار یعقوبی
      ۱۰ شهریور ۱۳۹۲

      ۶۰ درصد که نه اما ۶ صدم درصد هم که باشیم خیلی خوبه 😉




    • homa
      ۱۰ شهریور ۱۳۹۲

      هنر نزد ایرانیان نیز هست!!!!




  2. ماهرخ
    ۱۰ شهریور ۱۳۹۲

    خب که چی؟ هنر واقعی اینه که یه نفر هوش و استعدادش به نفع توده مردم باشه، یه مرفه واسه مرفهای ذیگه لباسای آنچنانی تولید کرده و پولشو به جیب زده شما چرا خوشحال می شید؟ سرمایه ی این “ایرانی” الان کجاس؟ چی چی ش به ایرانیا می ماسه که بهش افتخار می کنین؟




    • نگار یعقوبی
      ۱۰ شهریور ۱۳۹۲

      اینی که یه نفری یه مغازه میرنه به اسم پلنگ صورتی بعدش کلی فکر میکنه روی کارش و بعدش اینو تبدیل میکنه به کاری که همیشه دوست داشته که خوبه دونستنش ! انگیزه میده به آدم ! که میشه خاص بود و به خواسته هامون رسید ! حالا هر چقدرم اون خواسته ها عام المنفعه نباشه !
      نمیشه موفقیت آدما رو با میزان پولی که به ما میدن بسنجیم ! این آدم به آرزوهاش رسیده ! خیلی چیز مهمیه !
      اینی که چی ش به ایرانی ها می ماسه : پشتکارش ! راهی که رفته ! انگیزه درست کردنش ! اعتماد به نفسش !




  3. کامران کهریزی
    ۱۰ شهریور ۱۳۹۲

    آقای بیژن پاکزاد در ردیف طراحی و انتخاب رنگ به گونه ای عمل می کردن که هرگونه ضعف احتمالی در پارچه رو کوچیک جلوه می داد. البته کیفیت اجناسشون هم مثل زدنی بوده. مثلا یک مرد بعد از ۲۰ سال کت و شلوارش رو به فروشگاه بیژن می بره و بیژن اون کت و شلوار رو در کلکسیون خودش قرار می ده!




  4. ماهرخ
    ۱۱ شهریور ۱۳۹۲

    رسیدن به آرزوها خیلی مهم و قشنگه ولی دلیل خوبی واسه این همه تمجید و تحسین نیست. آیا آرزوی مثلا آلفرد نوبل که صلح جهانی بود و خواست که همه اموالش در این راه صرف بشه با این آرزو که من لباسای شیکی تولید کنم که یه عده با پول کلانی که معلوم نیس از کجا اونده لپوشه و فخرفروشی کنه یکیه؟ منم موافقم که باید به دیگران انگیزه داد ولی چرا این انگیزه واسه همچین اهداف پیش پا افتاده ای باشه؟ مطالبی کار کنید که انسانیت توش باشه نه پول پرستی




    • نگار یعقوبی
      ۱۱ شهریور ۱۳۹۲

      نوبل مخترع اسلحه و دینامیت هست :) از عذاب وجدان پولشو بخشید.
      بیژن تو زندگیش هیچ چیز خطرناکی تولید نکرد.به یک عالمه آدم کار داد. دل یک عالمه آدم رو شاد کرد و مهم تر از همه : زندگی ای مدل خودش ساخت.
      شما از کجا می دونین این آدم و امثال بیژن پول پرستن ؟ از کجا میدونین پولشونو چطوری خرج می کنن ؟
      و یک نکته مهم : پولدار بودن جرم نیست ! غیر اخلاقی نیست !




  5. یکی
    ۱۱ شهریور ۱۳۹۲

    خوب آره آدم خیلی زرنگ و باهوشی بوده…دمشم گرم…باریکلا که این قدر توونسته خوب پیش رفت کنه
    اما همچین قهرمانی هم نیست که حالا باعث افتخار ما بشه!!!پولدار بوده و رفته و بازرنگیش پولشو چند برابر کرده مبارک خودشو خونوادش باشه به ما چه که بخوایم بش افتخار کنیم؟! مگه یک جامعه بشری را متحول کرده؟!!
    راستی من شنیدم فوت شده…صحت داره؟




    • نگار یعقوبی
      ۱۱ شهریور ۱۳۹۲

      مطلب رو بخونید




  6. مريم
    ۱۲ شهریور ۱۳۹۲

    خیلیها پولدار بودن ولی به هیچ جایی نرسیدن یعنی در همون سطح رفاهی که داشتن موندن و فکرای نو نکردن، بیژن پاکزاد با اینکه وضع مالی خیلی خوبی داشت دنبال خواسته هاش و اهدافش رفت و موفق شد و این موضوع از هر چیز دیگه ای مهمتره.
    روحش شاد




  7. منیژه
    ۳ دی ۱۳۹۴

    به نظر من هم همه قرار نیس که قهرمان باشن ولی همینقدر که به قول دوستان مرحوم بیژن نه تنها باعث سرافکندگی نبوده و وبال گردن دیگران بلکه فقط با دنبال کردن رویاهاش که منافع مادی هم قطعا در بر داشته تونسته یه عده دیگه ای رو هم در منافعش شریک کنه.به قولی بزرگترین کمکی که یه انسان میتونه به فقرا بکنه اینه که اول خودش فقیر نباشه.




  8. منیژه
    ۳ دی ۱۳۹۴

    ضمنا میخواستم بگم اقای کامران کهریز خود شما هم از همین نوع ادمای دوست داشتنی و موثر هستین جاتون لابلای صفحات رنگ رنگی خیلی خالیه



ارسال نظر





رنگی رنگی یعنی...