بوسه به دست‌های چروک - رنگی رنگی

بوسه به دست‌های چروک

بوسه به دست‌های چروک

سال که نو بشه، فارغ از اینکه متولد چه ماهی باشیم، یک سال به سن‌مون اضافه می‌شه ولی خیلی از ما هنوز جوان هستیم. دنبال رویاها و آرزوهامون هستیم و دلیلی نداریم که یه لحظه خودمون رو جای پدربزرگ و مادربزرگ‌مون بذاریم. بدو بدو تو کوچه و خیابان دنبال کارامون هستیم و زن سالمند کنار خیابون رو نمی‌بینیم که چقدر صبر می‌کنه و سرعت پاهاش رو محاسبه می‌کنه تا از عرض خیابون با ترس رد بشه.
شاید هیچ وقت به همسایه طبقه پایین خونه‌مون فکر نکنیم. به اون خانمی که سال به سال در خونه‌اش رو کسی نمی‌زنه و‌ ما هم یه شب نرفتیم در خونه‌ش رو بزنیم و بگیم اومدیم بهش سر بزنیم.
اصلا چرا راه دور بریم، چقدر به پدربزرگ و مادربزرگ‌مون سر می‌زنیم، چند بار در سال بهشون زنگ می‌زنیم که بگیم دلمون براش تنگ شده و دوست‌شون داریم.
اگه طول سال به بهونه کار و گرفتارهای روزمره سالمندان دور و برمون رو پشت گوش انداختیم، تعطیلات امسال فرصت خوبیه برای جبران یک سال کوتاهی ما. کافیه سراغ پدربزرگا و مادربزرگامون بریم، مهم نیست نسبت خونی باهاشون داشته باشیم یا نه، آغوش سالمندان همیشه به روی ما بازه. یه روز تو تعطیلات طولانی نوروز به یه خانه سالمندان سر بزنید. چشم خیلیا تو این خونه‌ها به در دوخته شده تا کسی با لبخند به سراغشون بره تا دل سیر درباره دردهاشون، تنهایی‌هاشون، جوانی پر ماجرا و تجربه‌شون باهاش حرف بزنن. یه بار سراغ سالمندانی که باهاتون غریبه هستن برید، دست و صورت چروک‌شون رو ببوسید. اگه الان فکر می‌کنید خیلی لحظه غم‌انگیزی منتظرتونه بهتون قول می‌دم که اشتباه می‌کنید. مطمئن باشید شادی عمیقی پشت این کارتون هست که همه زندگی‌تون رو پر می‌کنه.

Share on FacebookPin on PinterestShare on Google+Tweet about this on Twitter

دیدگاه‌ها

  1. یاسمن
    ۲۶ اسفند ۱۳۹۱

    کاش مادربزرگ منم حالش خوب بود و منو یلدش بود.هرچند میدونم که زندگییش سراسر غم بوده اما حاضرم هزار بار به حرفاش گوش بدم.رنگ رنگی خیلی دوست دارم من حتما این کارو انجام میدم.ممنون




  2. نرگس
    ۶ بهمن ۱۳۹۲

    سلام:)
    از امشب منم مدال دار شدم:)

    رنگی رنگی؟ من ۱۶ سالمه .. اما دوست دارم به خونه سالمندان سر بزنم، ولی از اون جایی که روابط اجتماعیم در این موارد اونجور که باید قوی نیست، واقعا نمیدونم اونجا برم باید چی بگم.. چی بهشون بگم که خوشحالشون کنم… چی ازشون بپرسم.. میشه راهنمایی م کنی؟:(




    • نگار یعقوبی
      ۷ بهمن ۱۳۹۲

      فکر کنم نیاز به راهنمایی ما نباشه :) خودت برو اونجا هم حرف زدنت میاد هم شاد بودنت :)
      برو باهاشون حرف بزن . کمک پرستارا بکن. بهشون لبخند بزن. میوه پوست بکن براشون :)




  3. نرگس
    ۱۶ اسفند ۱۳۹۲

    ممنوون رنگی رنگی :)




  4. سپیده
    ۱۱ بهمن ۱۳۹۳

    من یه تازه رنگی رنگی شده ام و خدا میدونه تو همین دو هفته چه قدحس خوب اومد سراغم
    رنگی رنگی من ۱۳ -۱۴ سالم بیشتر نیست و خونه سالمندانی که توی شهرمونه ینی تو شهر ماکه نه چون گلستان شهراش کوچیکو بهم وصله ینی اونی که تو گنبده خودم و دوستم که خیلی دوست داریم این کارو کنیم نمیتونیم تنها بریم چون مامان باباهامون اجازه نمیدن و بابام صبج زود میره وقت نمیکنه که بخواد منو ببره و مامانمم اینقد سرش گرمه با داداش کوچیکم که نمیتونه خودش باهامون بیاد..این تبدیل شده به یکی از چیز هایی که ارزوم بوده…:(
    چیکار کنم؟




    • مجله آنلاین رنگی رنگی
      ۱۲ بهمن ۱۳۹۳

      صبر کنین :)




  5. AySan
    ۱۲ بهمن ۱۳۹۳

    این عالیه ♥
    مامان بزرگ، بابا بزرگا خیلی خوشال میشن ازینکه یکی به فکرشونه (:



ارسال نظر





رنگی رنگی یعنی...