پدر بزرگ! مادربزرگ! برگرد سر کار - رنگی رنگی

پدر بزرگ! مادربزرگ! برگرد سر کار

پدر بزرگ! مادربزرگ! برگرد سر کار

دوران بازنشستگی برای کسانی که یک عمر کار کردن دوران سختیه. آدما وقتی بازنشسته می‌شن که بیشتر از ۵۰ سال سن دارن و این سن برای تغییر عادت‌ها، سن خیلی بدیه. ترک عادت‌هایی مثل اینکه هر روز هفته سر یک ساعت مشخص بیدار شن، برن بیرون، چند ساعت کار خاصی رو انجام بدن و بعد برگردن خونه اصلا راحت نیست. وقتی ۳۰ سال تمام این کار رو تکرار کرده باشید و از یک روزی بهتون بگید از فردا می‌تونی تا هر ساعتی که خواستی بخوابی و هر کاری بکنی، شاید الان بگید آخ جون، اما تو ۶۰ سالگی ممکنه از فردای بازنشستگی احساس پیری یا بیهودگی مغلوب‌تون کنه.

اگه پدر و مادر یا یکی از اطرافیان‌تون بازنشسته شد و احساس کردید نمی‌تونه خودشو با شرایط جدید چنان تطبیق بده که همچنان شاد و راضی باشه، بی‌تفاوت از کنار این اتفاق نگذرید. آدمای زیادی تو محل زندگی‌تون هستن که به کار اون فرد نیاز دارن. اتفاق خوب اینه که بازنشسته‌ها حقوق دارن و دیگه اولویت‌شون برای کار، دستمزد نیست و صرف کار کردن و احساس مفید بودن حالشون رو خوب می‌کنه.

یه روز به دعوت یکی از دوستام به کافه‌ای رفتم که قرار بودم دوستم، یکی از دبیرهای دوره دبیرستانش رو ببینه. دوستم خوشحال بود، اما دبیرش نه. اون یک سال بود که بازنشست شده بود و هنوز نتونسته بود جای خالی مدرسه و عشق معلمی رو با چیز دیگه‌ای پر کنه. اون که از عشقش به معلمی حرف می‌زد یاد یکی از انجمن‌هایی افتادم که از دختران بد سرپرست حمایت می‌کنه. این انجمن به این دخترها درس می‌ده و کار یادشون می‌ده و کمک‌شون می‌کنه که رو پای خودشون وایستن. انجمن‌هایی که مثل اینجا به بچه‌ها خدمات می‌دن یه مشکل ثابت دارن: معلم. بچه‌هایی که نیاز به حمایت انجمن‌ها دارن یا مجبورن کار کنن یا به دلیل مشکلات خانوادگی‌شون از تحصیل محروم شدن. درسته که هر داوطلب جدیدی می‌تونه دیکته بگه اما تدریس یه کار حرفه‌ایه. آدرس این انجمن رو به دوست تازه‌م دادم. هیچ کمکی به یه انجمن خیریه به اندازه نیروی داوطلب حرفه‌ای بدرد بخور نیست. اونا دوست ما رو سر کارش برگردوندن. کاری که مزدش با پول نیست، با تغییر سرنوشت بچه‌هاییه که هیچ وقت فرصت درس خوندن نداشتن.

شاید پدربزرگ شما یه برقکار بازنشسته باشه، مادرتون کارشناس شرکت بیمه بوده باشه و حالا داره با خودش سر و کله می‌زنه تا به روال جدید زندگی عادت کنه. چرا شما دست به کار نمی‌شید و یه کار براش پیدا نمی‌کنید؟ هزاران نفر به تجربه و تخصص‌ بازنشسته‌ها نیاز دارن. برای بازنشسته‌ها هم هیچ حسی قشنگ‌تر از این نیست که بدونن هنوز مفیدن و هنوز جامعه به کار و تجربه‌شون نیاز داره. یه کار سبک و عام‌المنفعه دنیای شادتری برای بازنشسته‌ها می‌سازه. برای ساختن این دنیا آستین بالا بزنید.

Share on FacebookPin on PinterestShare on Google+Tweet about this on Twitter

دیدگاه‌ها

  1. فاطمه
    ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲

    پدربزرگ من تو چاپخونه کار میکرده و الان خیلی افسرده س :( به خاطر مشکل قلبیش هم خیلی نمیتونه توی محیط کاری باشه!
    اکثر بازنشسته ها متاسفانه با بیماریهایی دست و پنجه نرم میکنن که امکان کارکردن رو براشون به شدت محدود میکنه و همین مساله هم ناراحتیشونو مضاعف میکنه… کاش یه ارگان داشتیم که مستقیما به این مساله نظارت میکرد




  2. محسن
    ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۲

    این قافله ی عمر عجب می گذرد…

    منم وقتی می بینم تنها دلخوشی بازنشسته های کشورم_ که معمولا هم مرد هستن_،پارک نشینیه،ناراحت میشم.
    اونا دیگه شاید دغدغه ای واسه پول جیبشون ندارن،ولی به شدت دوست دارن ما جوونا ازشون بخوایم که واسمون تعریف کنن!
    از گذشته
    از تجربه هاشون
    از کارایی که کردن و از درسایی که توی زندگی گرفتن و…

    نباید این قشر پر تجربه و مفید جامعه مون رو به حال خودشون رها کنیم تا فقط به دنبال پیدا کردن یه تیکه کارتن باشن که بتونن تو پارک بشینن روش!

    به امید یه روز خوب…:)




  3. هادي
    ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۲

    با سلام ای بابا منم کارمندم و ۱۱ سال سابقه خدمت دارم حسابی تو فکر رفتم . یعنی منم عاقبتم اینجوریه. خیلی خوب میشه راه کار بدین که از الان پیش بینی او ایام رو داشته باشیم. با تشکر




  4. مهدی
    ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۲

    تنها راهش اینه که چندتا از بازنشته ها جمع بشن و سرمایه های خودشون رو روی هم بزارن و یک کسب و کار جدید راه بندازند اون وقت می تونن جونا رو به اشتغال برسونن و از تجربه های خودشون رو له اون ها منتقل کنند.




  5. Shabnam
    ۲۳ شهریور ۱۳۹۲

    سلام من یه همچین انجمنی سراغ دارم که همین طور که گفتین مشتاق نیروی فعال و قابل اعتماد به عنوان مربی برای چند بچه بی سرپرست هستند. که چه بهتر از معلمهای باسابقه باشن.



ارسال نظر





رنگی رنگی یعنی...